این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانمکپی
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچهای را که رها گشته در امواج
از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر
در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما
برچسبها:اضطراب, خجالت کشیدن, زیباترینی, شرم و حیا, عاشقانه
ز وصلت انبساط دل هوس کردم ندانستم
که گردد این گره از باز گشتن چشم حیرانی
چو صبح از وحشت هستی ندارم آنقدر فرصت
که گرد اضطراب من زند دستی به دامانی
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, اضطراب, در انتظارتم, دلدادگی
آرامش است؛عاقبت اضطراب ها
برچسبها:آرامش, اضطراب, ساختن خود, کارما, مثبت اندیشی, یه روز خوب میاد