برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده اند. دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می کنند، زن می گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را می جویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه ی زندگی است نه سرنوشت.
برچسبها:آزادی, احترام به خود, اندیشه, انکار, باور, بدشانسی, تبعیض جنسیتی, تفکر, جاه طلبی, خود شناسی, خودت باش, رشد فردی, رهایی, زن, سرآغاز, شناخت, غفلت, نادان
عجیب است که، وقتی باوری پنهانی دارید که نمی خواهید وجودش را بپذیرید، گفتن آن توسط کسی دیگر باعث برانگیخته شدن آشوبی از انکار در شما می شود.