این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر می بودم می داشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می شود: من که می خواستم درباره ی خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.
برچسبها:اندیشه, برای خودت ارزش قائل شو, تبعیض جنسیتی, تفکر, خود شناسی, زن, ساختن خود
زن بودن برای من چه معنایی داشته است؟ تا چهل سال تمام وانمود می کردم که زن بودن تفاوتی ایجاد نمی کند. روشنفکر بودم و روشنفکر یعنی روشنفکر. من با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفتی عمدی قرار داده بودم. من به عنوان روشنفکر می توانستم احساس حاد زنانه طرد شدگی ام را با پناه بردن به سنت فردگرایی افراطی، نه به عنوان یک زن که به عنوان یک فرد، مانع شوم. همان گونه که قبلا تن نداده بودم که به من برچسب «کودک» بزنند، حالا نیز خود را «زن» نمی دانستم. من، من بودم.
برچسبها:اندیشه, تبعیض جنسیتی, زن
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده اند. دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می کنند، زن می گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را می جویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه ی زندگی است نه سرنوشت.
برچسبها:آزادی, احترام به خود, اندیشه, انکار, باور, بدشانسی, تبعیض جنسیتی, تفکر, جاه طلبی, خود شناسی, خودت باش, رشد فردی, رهایی, زن, سرآغاز, شناخت, غفلت, نادان
هیچکس مخالف آزادی نیست؛ حداکثر مخالف آزادی دیگران است
برچسبها:آزادی, بین دو راهی موندم, تبعیض جنسیتی, دو رویی, سوء استفاده, عیب جویی, فرافکنی
اگر روزی فرا برسد که زن نه از سرِ ضعف، که با قدرتْ عشق بورزد، دوست داشتن برای او نیز همچون مرد سرچشمهی زندگی خواهد بود؛ نه خطری مرگبار…!
برچسبها:آگاهی, تبعیض جنسیتی, زن, شناخت, عشق