خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر
مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است!
برچسبها:تسلیم توام, تو باشی حالم خوبه, دلدادگی, عاشقتم, هر چی تو بگی
مرا به جرعه ای از چشمهات مهمان کن…
که چای سبز برای سلامتی خوب است…
برچسبها:تسلیم توام, تو باشی حالم خوبه, در وصف یار, عاشقانه, نگاه یار, وصال
تسلیم تو سعدی نتواند که نباشد
گر سر بنهد ور ننهد دست تو بالاست
برچسبها:تسلیم توام, تو فقط بخند, کاش ببینی منو, هر چی تو بگی, همیشه در کنارتم, وفاداری
مرا به هر چه کنی، دل نخواهی آزردن
که هر چه دوست پسندد به جای دوست، رواست
برچسبها:تسلیم توام, خودهیچ پنداری, هر چی تو بگی
اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش
خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست
برچسبها:تسلیم توام, مخ زدن, منت کشی, هر چی تو بگی
اگر مراد تو ای دوست بیمرادی ماست
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری, مخ زدن, منت کشی, هر چی تو بگی
این چه نظر بود که خونم بریخت؟
وین چه نمک بود که ریشم بخست؟
برچسبها:تسلیم توام, تنهایی, درد عشق, دوری, سختی, غم عشق, ناتوانی در برابر عشق
خدنگ غمزه از هر سو نهان انداختن تا کی
سپر انداخت عقل از دست ناوکهای خونریزت
برچسبها:آرامش, تسلیم توام, جانی و دلی, خوشگلی, دلبری, عشق, ناتوانی در برابر عشق, نگاه یار, همه تو کف تواند
مرا آن گوشهٔ چشم دلاویز
به کشتن میکند گویی اشارت
برچسبها:برات جون میدم, تسلیم توام, ناتوانی در برابر عشق
بندهوار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری, منت کشی, هر چی تو بگی
گرت آرزوی آنست که خون خلق ریزی
چه کند که شیر گردن ننهد چو گوسفندت
برچسبها:تسلیم توام, دلبری, مخ زدن, همه تو کف تواند
دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
برچسبها:تسلیم توام, دلبری, همه تو کف تواند
مرا هر آینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت
برچسبها:برات جون میدم, تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری
بلای غمزه نامهربان خونخوارت
چه خون که در دل یاران مهربان انداخت
برچسبها:تسلیم توام, ناتوانی در برابر عشق, همه تو کف تواند
اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهی
نه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری
کجایی ای که تَعَنُّت کنی و طعنه زنی
تو بر کناری و ما اوفتاده در غرقاباسیر بند بلا را چه جای سرزنش است
گرت معاونتی دست میدهد دریاب
برچسبها:بمون کنارم, تسلیم توام, درد عشق, درد و رنج, سختی, غم, غم عشق, منت کشی
گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن
چون تو چوگان میزنی جرمی نباشد گوی را
برچسبها:تسلیم توام, تو بهترینی, خودهیچ پنداری
مرا که عزلت عنقا گرفتمی همه عمر
چنان اسیر گرفتی که باز تیهو را
کپیبرچسبها:تسلیم توام, درد عشق, عاشقانه, ناتوانی در برابر عشق
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
برچسبها:تسلیم توام, عاشقتم, هر چی تو بگی
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
برچسبها:برات جون میدم, تسلیم توام, هر چی تو بگی
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
برچسبها:تسلیم توام, غم عشق, ناتوانی در برابر عشق
چون بخت نیکانجام را با ما به کلی صلح شد
بگذار تا جان میدهد بدگوی بدفرجام را
برچسبها:با تو آرومم, تسلیم توام, تنها انتخاب منی, تو باشی حالم خوبه, خوشبختی