بیسبب نیست که پنهان شدهای پشت غبار
تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟!
برچسبها:تنهایی, حس های بی دلیل, حسرت, حقارت, خودآزاری, خودپنداره, خودهیچ پنداری, داغونم, غم, ناامیدی
دور است دل آزردن ز آیینِ مروَت
برچسبها:بی وفایی, حس های بی دلیل, دل بریدن, دل شکستن, ظلم, نصیحت
نه سر گفتن و نه ذوق شنیدن داریم
برچسبها:افسردگی, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, حس های بی دلیل
کسی به من گفت [به خاطر نمی آورم چه کسی ]که چه خوب است وقتی آدم صبح از خواب بیدار می شود، دست کم در مجموع همه چیز را بی هیچ جابه جایی درست در همان جایی بازیابد که شب گذشته بوده است
برچسبها:افسوس, پیری, حس های بی دلیل, حسرت, فراموشی, گم گشتگی
حتی گمان می کنم در مجموع با آدم های غمگین بهتر می توانم کنار بیایم تا با آدم های شوخ و خندان. دلیلش را خدا می داند، شاید چون یتیم هستم و پدر و مادرم را در بچگی از دست داده ام.
برچسبها:تنهایی, حس های بی دلیل, غم