ز سنگ لاله برآمد، ز خاک سبزه دمید
چه میشود، تو هم از کنج خانه بیرون آی
اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد
کشیده ایم در آغوش آرزوی تو را
برچسبها:در انتظارتم, دیدار, رویای منی, همیشه به فکرتم, وصال
هیچ ذوقی به از این نیست که از غایت شوق
چشم من گرید و لب های تو در خنده شود…!
برچسبها:آغوش, خوشبختی, دلتنگی, دیدار, ذوق و شوق, گریه, نگاه یار
چشم تو به حال من گر نیم نظر خندد
خارم به چمن نازد عیبم به هنر خندد
تا چند بر آن عارض بر رغم نگاه من
از حلقهٔ گیسویت گل های نظر خندد
در کشور مشتاقان بی پرتو دیدارت
خورشید چرا تابد بهر چه سحرخندد
دل می چکد از چشمم چون ابر اگر گریم
جان می دمد از لعلت چون برق اگر خندد
برچسبها:با تو آرومم, با همه فرق داری, تو باشی حالم خوبه, جانی و دلی, در انتظارتم, دیدار
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن