تکست نوشت

دنبال چه احساسی میگردی؟

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

به آهی می توان دل را ز مطلب ها تهی کردن
که یک قاصد برای بردن صد نامه بس باشد

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

زمانی می رسد که انسان دیگر جوشش عشق را حس نمی کند.
آن چه که می ماند تنها فقط تراژدی ست.زیستن برای کسی یا چیزی
دیگر معنایی ندارد. دیگر هیچ چیز معنایی ندارد جز اندیشه مردن به
خاطر چیزی.

کپی

برچسب‌ها:, , ,

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید!

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

و خانه، درونش به اندازه ی بیرونش گند بود. درونش مثل لانه ی خرگوش بود، مثل یک کپه ی آشغال که از اصطکاک و تراکم حیات گرم شده باشد، و بوی تعفن احساسات ازش بلند بود. چه صمیمیت خفه کننده ای! چه روابط خطرناک و ابلهانه و وقیحی بین اعضای خانواده برقرار بود! مادر مثل دیوانه ها بچه هایش را زیر بال می گرفت… عین گربه ای که توله هایش را زیر بال بگیرد؛ اما گربه ای که حرف می زد

کپی

برچسب‌ها:, , ,

گر برسد نالهٔ سعدی به کوه
کوه بنالد به زبانِ صدا

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , , ,

چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی
که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,