سیلی همصحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخرهام، هر قدر بی مهری کنی میایستم
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی
در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر
برچسبها:با همه فرق داری, برات جون میدم, تو بهترینی, فداکاری, هر چی تو بگی
آسودگی از محن ندارد مادر
آسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش
ورنه غم خویشتن ندارد مادر
برچسبها:انعطاف پذیری, تواضع, زن, غم, غم عشق, فداکاری, ناراحتی
حیفم آید که تو را جای کنم در دل تنگ
یوسفی چون سزاوار چنین زندان نیست
برچسبها:خودخواهی, دلتنگی, دوستت دارم, عشق, فداکاری
گر جان من بخواهی، کردم حلال بر تو
چیزی که دوست خواهد، بر ما حرام باشد
برچسبها:دوستت دارم, عاشقانه, فداکاری
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سرو بالای کمان ابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفاستهزار دشمنی افتد به قول بدگویان
میان عاشق و معشوق دوستی برجاست
برچسبها:دروغ, دوستت دارم, دوستی, عاشقانه, عشق, فداکاری, فریب, محبت
کود کشتزارهای گمنام شدن، این است سرنوشت واقعی سربازهای واقعی
حریف را که غم جان خویشتن باشد
هنوز لاف دروغست عشق جانانش