بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت
برچسبها:بدون تو می میرم, بی تو زندگی معنی نداره, تنهایی, در انتظارتم, دلتنگی, دوری, غم, فراق, نابود شدم, ناراحتی
چیزی نخواهم گفت باور کن
گاهی سکوت
آیینهی داد است…!
برچسبها:خودآزاری, خودخوری, داغونم, سکوت, غم, فریاد, نابود شدم, ناراحتی
هست بیش از طاقت من بار اندوه فراق
بیش ازین طاقت ندارم گفتهام صد بار بیش
برچسبها:داغونم, درد عشق, دلتنگی, دوری, غم, غم عشق, فراق, نابود شدم
داریم خنده بر لب و کوه غمی به دل
چون مطرب عروسی ماتم رسیده ایم
برچسبها:حال بد, داغونم, دروغ, ظاهر بینی, قضاوت نکن, نابود شدم
دل خود به روزگار جوانی کباب بود
موی سفید شد نمکی بر کباب من
تمنای کمک در عشق آسان نیست، این یعنی
کسی حین سقوط از پرتگاهی، لال هم باشد
برچسبها:جانی و دلی, داغونم, درد عشق, غم عشق, نابود شدم
او که از رفتن تو سود زیادی برده؛
مرد سیگار فروش سر بازارچه است…
برچسبها:برگرد, داغونم, در انتظارتم, ناامیدی, نابود شدم, ناراحتی, نرو, نمی تونم فراموشت کنم
پس از تو ای دلاویزم، هرات بعد چنگیزم
که هر روزی فرو ریزم به دست پادشاهی نو
برچسبها:افسردگی, بی تو زندگی معنی نداره, داغونم, غم, غم عشق, نابود شدم, ناراحتی
خبر خرابی من، ز کسی، توان شنیدن
که دلی خراب و حالی، ز غمش تباه دارد
بعد از ویران شدنم ساخت مرا اما رفت
فرض کن بار دگر زلزله در بم بزند
برچسبها:خداحافظ, داغدیدگی, داغونم, دلتنگی, رفتن, فراموشت کردم, نابود شدم
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا می دهد خدا
چندان گریستم که به عمری پس از وفات
گلبانگ های های به گوش زمانه ماند
پیش روح پاک، دنیا جز فریبی بیش نیست
از همین رو کودکان با خاک بازی می کنند.
برچسبها:تنهایی, دنیا ارزش نداره, عمر, فلسفه زندگی, نابود شدم
چه ها کشید دلم ز خلاف وعده ی او
که کس به وعده ی خوبان امیدوار مباد!
ترسم آشفته شوی ورنه بیان می کردم
با تو یک روز حدیث شب هجران تو را
برچسبها:آشفتگی, بدبختی, تنهایی, در انتظارتم, سختی, کسی منو نمی فهمه, نابود شدم, نبودن یار, نمی تونم فراموشت کنم
هر شیشه ای که گشت به سنگ آشنا، شکست
غیر از دلم که تا ز دلت شد جدا شکست
برچسبها:دل شکستن, دلدادگی, سنگدلی, شکست عشقی, کاش ببینی منو, نابود شدم
یاری کن ای نفس که درین گوشهی قفس
بانگی بر آورم ز دل خستهی یک نفسکپیبرچسبها:امید, داغونم, غم, ناامیدی, نابود شدم, یه روز خوب میاد
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
برچسبها:افسردگی, خستگی, داغدیدگی, داغونم, در انتظارتم, مرگ, ناامیدی, نابود شدم, وصال
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد
یک مصرع است حاصل عمری که داشتم
یار آمد و گرفت و به بندم کشید و برد
از هجر شکوه با در و دیوار می کنم
چون داغ دیده ای که کند گفتگو به خاک
برچسبها:بدون تو می میرم, تنهایی, داغدیدگی, داغونم, دل بریدن, دلتنگی, دوری, مرگ, نابود شدم
دلا تا چند در آزارم از تو
گهی نالان، گهی بیمارم از تو
تو فایز در جهان بدنام کردی
برو ای دل که من بیزارم از تو
برچسبها:باید ازت دل بکنم, داغونم, نابود شدم, ناتوانی در برابر عشق, نمی تونم فراموشت کنم
آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک
باقی نمانده از تن من چیز دیگری!
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشیده باشی راحتی…
برچسبها:داغونم, دوستت دارم, غم, غم عشق, گریه, نابود شدم, ناراحتی
آفت زده این باغ، کجایی که ببینی
پاییز فقط گوشه ای از قصه ی من بود
برچسبها:تنهایی, داغونم, غم, کسی منو نمی فهمه, ناامیدی, نابود شدم
دل چه ارزد گر نباشد مهر دلداری درو
بی وجود گنج کی قیمت بود ویرانه را
برچسبها:دلدادگی, دوستت دارم, عاشقانه, نابود شدم, نرو
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست
برچسبها:خستگی, داغونم, زخم, زخم زبان زدن, ظاهر بینی, قضاوت نکن, نابود شدم
با هر نگاه سرد خود می کشی مرا
دیگر مرا تحمل این جنگ سرد نیست…!
برچسبها:جای من نیستی, خودشیفتگی, غم عشق, کسی منو نمی فهمه, نابود شدم
هر کسی ویرانه خود را عمارت می کند
ما به تعبیر دل بی پا و سر، ویران شدیم
در عزاداری او رسم چهل روز کم است
یاد چشمش همه ی عمر سیه پوشم کرد
سهم من از عاشقی جز مرگ احساسم نبود
گاه سهم ماهی از دریا به جز قلاب نیست !
برای همه ی ما
همه روزها فراموش میشوند
بهجز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفتهایم…
برچسبها:حرف دل, داغونم, درد عشق, درد و رنج, راز, غم عشق, فراموشی, نابود شدم
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحدِ مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد.
قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمیبینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
برچسبها:حال بد, داغونم, دل بریدن, دل شکستن, نابود شدم, نفرت
به که دلخوش باشم
استخوان های من از درد نه ا زادم ها تیر می کشد.
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزه ی دردی به دستا
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
برچسبها:آرزوهای بر باد رفته, آزادی, بدبختی, به خودت بیا, پوچی, خودت رو بی ارزش نکن, درماندگی, رسوایی, شراب, قضاوت نکن, نابود شدم
داغ ماتم هاست بر جانم بسی
در دلم آهسته می گرید کسی …
واقعا سوختم و باختم و دود شدم
برچسبها:افسردگی, افسوس, بدبختی, حال بد, حسرت, داغونم, دلتنگی, نابود شدم
کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما
برچسبها:افسردگی, بدبختی, بدشانسی, تنهایی, داغونم, غم, نابود شدم
تا کمر خم شده ام در لجن افکارم
نگرانم و فقط روزنه ای می خواهم
برچسبها:غم, فکر و خیال, ناامیدی, نابود شدم, ناراحتی
خانواده ای که کشور را رها کرده و رفته است. پدر خانواده از بانک پول قرض گرفته است. و اینک بانک زمین را می خواهد. بانک هنگامی که زمین ها را تملک می کند نام شرکت غیر منقول به خود می گیرد و برای زمین ها تراکتور می خواهد نه خانواده[…] ولی این تراکتور دو کار می کند: زمین ما را برمی گرداند و ما را بیرون می راند. میان این تراکتور و تانک تفاوت زیادی نیست. هر دو مردم را بیرون می رانند، وحشت زده و مجروح می کنند. این چیزی است که باید به آن بیاندیشیم.
چنین بگریم از این پس که مرد بتواند
در آب دیده سعدی شناوری آموخت
برچسبها:داغونم, درد عشق, درد و رنج, دوری, عاشقانه, غم, غم عشق, گریه, نابود شدم
هیچ مصلح به کوی عشق نرفت
که نه دنیا و آخرت درباخت
برچسبها:افسردگی, بدبختی, تمام دنیامی, خستگی, خودآزاری, داغونم, دلگیری, نابود شدم