به مژگانش دلم سرگرم بازی گشته می ترسم
ز بی پروایی طفلی که با خنجر کند بازی
می ترسم از وقتی که بهمن نصف خواهد شد!!
چشمان تو آخر شبیه انقلابی هاست
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانمکپی
هزار شب به سحر آمد و سحر شد شام
ولی شبی که تو رفتی، سحر نگشته هنوز
برچسبها:در انتظارتم, غم عشق, منتظرت می مونم, ناامیدی, نگرانتم
تو اگر جسمت بهاران است
اما جان تو پاییز!
عازم مسجد سلیمانی ولیکن می رسی تبریز!
عاشقی تو…
عاشقی تو…
سینه ام دکان عطاری است
دردت چیست؟
گر خون من و جمله عالم تو بریزی
اقرار بیاریم که جرم از طرف ماست
برچسبها:تو فقط بخند, فقط عاشق ها می فهمند, نگرانتم, هر چی تو بگی, وفاداری