مپندار از آن در که هرگز نبست
که نومید گردد بر آورده دست
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
برچسبها:امید, فلسفه زندگی, گذر عمر, گره گشایی, مثبت اندیشی
من حرف با خدای خودم می زنم نه دوست
وقتی کلید هست، چه حاجت به در زدن ؟
از زلیخای جهان بگریز تا هر جا دری است
بی کلید سعی چون یوسف به رویت وا شود