مهجور تو را شب خیالی که مپرس
رنجور تو را روز ملالی که مپرس
گفتی هاتف چه حال داری بی من
در گوشهای افتاده به حالی که مپرس
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, جانی و دلی, حال بد, داغونم
از دوری مهر دل فروزی است مرا
روزی که مگوی و روزگاری که مپرس
برچسبها:بدون تو می میرم, تنهایی, حال بد, دلتنگی, دوری, نمی تونم فراموشت کنم
دارم ز غم فراق یاری که مپرس
روز سیهی و شام تاری که مپرس
برچسبها:بمون کنارم, در انتظارتم, دلتنگی, غم عشق, ناراحتی
باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر
در سینهٔ گرمم نفس سرد نگر
در گوشهٔ بیمو نسیم تنها بین
در زاویهٔ بیکسیم فرد نگر
برچسبها:تنهایی, دلتنگی, دوری, منتظرت می مونم, همیشه به فکرتم
باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
وز درد فراق چهرهام زرد نگر
از مرگ دوای درد خود میطلبم
بیمار نگر دوانگر درد نگر
یارب رود از تنم اگر جان چه شود
وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود
مشکل شده زیستن مرا بی یاران
از مرگ شود مشکلم آسان چه شود
هر شب به تو با عشق و طرب میگذرد
بر من زغمت به تاب و تب میگذرد
تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب میگذرد
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, بی خیالی, خیانت, دل شکستن, دلتنگی, شب بخیر, فراموشت کردم, کاش ببینی منو, نمی تونم فراموشت کنم
یک لحظه کسی که با تو دمساز آید
یا با تو دمی همدم و همراز آید
از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند
هرگز نرود وگر رود باز آید
برچسبها:با همه فرق داری, دلبری, دلدادگی, زیباترینی, همه تو کف تواند
این تکیه که رشک گلستان ارم است
مانند حرم مکرم و محترم است
بگریز در آن از ستم چرخ که صید
از هر خطر ایمن است تا در حرم است
این تیغ که در کف آتشی سوزان است
هم دشمن عمر و هم عدوی جان است
با این همه جان بخشد اگر نیست شگفت
چون در کف فیاض هدایت خان است
این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
شمشیر وکیل آن شه کشورگیر است
پیوسته کلید فتح دارد در مشت
آن دست که بر قبضهٔ این شمشیر است
برچسبها:آرزو, امید, تلاش, یه روز خوب میاد
ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
خصم تن و جان میپرست من و توست
تا جام شراب و شیشهٔ می باشد
در دست من و تو، دست دست من و توست
روی تو که رشک ماه ناکاسته است
باغی است که از هر گلی آراسته است
گر زان که خدا نیز وفائی بدهد
آنی که دل من از خدا خواسته است
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
هر دم رسدم بر دل و جان قوت و قوت
من بندهٔ عشق و مذهب و ملت من
عشق است و علی ذالک احیی و اموت
برچسبها:توکل, سکوت, عشق, فقط عاشق ها می فهمند
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه ای
ورنه پای ما کجا وین راه بی پایان کجا…؟!
برچسبها:آخرش خوشه, حقارت, کاش ببینی منو, ناامیدی
از دل روَدم یاد تو بیرون؟ نه و هرگز.
برچسبها:بدون تو می میرم, بمون کنارم, تنها انتخاب منی, ناتوانی در برابر عشق, نمی تونم فراموشت کنم
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی»
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
برچسبها:بی تو زندگی معنی نداره, توجه کن, درد عشق, محل بده
ندیدم زآن گل بی خار جز مهر و وفا اما
ز باغ از جور گلچین و جفای باغبان رفتم
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
ای فدای تو هم دل و هم جان// وی نثار رهت همین و همان
دل فدای تو چون تویی دلبر// جان نثار تو چون تویی جانان
دل رهاندن ز دست تو مشکل// جان فشاندن به پای تو آسان
راه وصل تو، راه پرآسیب// درد عشق تو‚ درد بی درمان
برچسبها:تو بهترینی, دوستت دارم, عشق, فقط تو