شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم…
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخـــوانــم که رسیدم به زمستان خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
برچسبها:افسردگی, تنهایی, خودخوری, خودهیچ پنداری, غم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
می روم سر بگذارم به بیابان خودم
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
برچسبها:برای خودت ارزش قائل شو, به خودت تکیه کن, بی انگیزه, تنهایی, غم
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم
برچسبها:افسوس, بدبختی, بدشانسی, تنهایی, حال بد, ناراحتی, وجدان
تو مرا زجر می دهی عشقم
مــازوخیسمی که دوستش دارم
من به اِشغال تو درآمده ام
صهیونیسمی که دوستش دارم !
برچسبها:با همه فرق داری, درد عشق, هر چی تو بگی
زیر آتش فشان ِ جنگ تو
یخ ِ هر چیز آب خواهد شد
مثل یک سرزمین ِ بی سرباز
همه چیزم خراب خواهد شد …
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, جای من نیستی, داغونم, عاشقانه, ناتوانی در برابر عشق
چشم هایت نگاه خیسم را
مثل ِ برق سه فاز میگیرد
تو برایم جرقه ای وقتی
خانه را بوی گاز می گیرد !
برچسبها:برات جون میدم, دلدادگی, عاشقانه, هر چی تو بگی
هیچ کس، هیچ کس نمی داند
به نگاهت چه عادتی دارم
هیچ فرقی نمی کند دیگر
اینکه با تو چه نسبتی دارم …
برچسبها:تو فقط بخند, دوستت دارم, عاشقانه, نگاه یار
درد من، خطِ میخی است عزیز
درد من را کسی نمی فهمد !
برچسبها:تنهایی, درد عشق, غم عشق, فراق, کسی منو نمی فهمه
نگرانم ! ولی چه باید کرد؟
عشق، دلواپسی نمی فهمد !
برچسبها:تو فقط بخند, درد عشق, درد و رنج, نگرانی
او که تنهایی اش خرابم کرد
دل هر جایی اش خرابم کرد
زشت و زیبایی اش خرابم کرد
داشت می رفت از سرم امّا
«تو نمی آیی؟» اش خرابم کرد !
برچسبها:تنهایی, دوری, غم, فراموشت کردم, کسی منو نمی فهمه, نمی تونم فراموشت کنم
او که از دست من سبو نگرفت
او که تیرم به بال او نگرفت
حُقه هایم به هیچ رو نگرفت !
مُهر بودم ولی به سجده نرفت
آب بودم ولی وضو نگرفت
او که چشمش خدای باران است
بودنش ، رفتن ِ زمستان است
رفتنش ، مثل ِ رفتن ِ جان است
خنده هایش قطاب کرمان و
گریه هایش گلاب کاشان است
برچسبها:با همه فرق داری, بدون تو می میرم, بی تو زندگی معنی نداره
به عیان عاشق من است ولی
به بیان حالتی دگر دارد
برچسبها:بی محلی, بین دو راهی موندم, سردرگمی, کاش ببینی منو
هرچه من گوسفند تر شده ام
صاحب گله گرگ تر شده است
سال ها رفته است و چهره ی من
با نقابم بزرگ تر شده است
برچسبها:جاه طلبی, خودخوری, درماندگی, دو رویی, سکوت, سوء استفاده, ظلم
رفتم از چند مبداء ِ معلوم
تا رسیدم به مقصدی مجهول
آخر ِ عمر هم نفهمیدم
زندگی فاعل است یا مفعول !
برچسبها:سردرگمی, سرنوشت, فلسفه زندگی, گم گشتگی
اگر خوف از رجا پیشی بگیرد ضعف ایمان است
بگو پرهیزکاران از گنهکاران بیاموزند
برچسبها:امید, توکل, خدا, مثبت اندیشی, یه روز خوب میاد