اما آن زن، آن زن یکسره در خود مچاله شده، بر دست هایش فرو افتاده بود. همین که دیدمش، پا سست کردم. وقتی بینوایی غرق فکر است، نباید مزاحمش شد. شاید سر انجام چیزی را که به فکرش می رسد، بیابد.
برچسبها:تنهایی, زن, گوشه گیری