امید نوعی آفت است. بیگناهترین بافتها را میخورَد و رشد میکند. بقایش در این توانایی تکاملیافته نهفته است که میتواند از هرچه به سودِ رشدش نیست، چشم بپوشد و خود را روی چیزی بیفکند که هستیاش را توانمند میکند. سپس آنچه را یافته بهقدری نشخوار میکند که کوچکترین ذرّهٔ غذاییاش استخراج شود.
برچسبها:امید, تشبیه قشنگ, ناامیدی
عشق جانوری است گرسنه؛ خوراکش ارتباط، اطمیناندادنهای پیدرپی و چشم به چشمِ هم دوختن است. وقتی چشمها بههم بسیار نزدیک میشوند، چشمِ هیچکدامشان چیزِ دیگری نمیبیند.
برچسبها:تشبیه قشنگ, عشق
کسیکه تَرک میکند، دردی ندارد. کسیکه تَرک میکند، صحبت نمیکند، زیرا حرفی برای گفتن ندارد. کسیکه تَرک میکند، آماده است. دردِ بزرگ این است. کسیکه تَرکش میکنند، نیاز دارد تا ابد صحبت کند.
وقتی انگلِ امید را از حیوانِ میزبان جدا میکنند، میزبان یا میمیرد، یا آزاد میشود.
برایش روشن شد آدمی میتواند حتی دلتنگِ کسی شود که او را فقط در خیالِ خود دیده است.
برچسبها:دلتنگی, فکر و خیال