تجربه باید به من می آموخت [ البته اگر هیچگاه چیزی به کسی آموخته باشد ] که عاشقی یک نفرین است. مانند نفرین هایی که در قصه ها می خوانیم و علیه اش کاری نمی شود کرد و فقط باید صبر کنی تا افسونش پایان بگیرد.
برچسبها:اندیشه, تفکر, حرف دل, حقیقت, درد عشق, دل شکستن, شکست عشقی, عاشقانه, غم عشق, واقع بینی
کوته فکران می پندارند که ابعاد بزرگ پدیده های اجتماعی، فرصت بسیار خوبی برای رخنه و کاوش در روان آدمی به دست می دهد. اما باید بدانند که برعکس، تنها با فرو رفتن در ژرفناهای یک فرد می توان به درک آن پدیده ها رسید.
برچسبها:اندیشه, تفکر, درک زندگی, درک عمیق, فلسفه, فلسفه زندگی
در تئوری می دانیم که زمین می چرخد. اما در عمل این را نمی بینیم و آسوده زندگیمان را می کنیم، چون زمینی که رویش قدم می زنیم، نمی جنبد. زمان زندگی نیز چنین است و برای نشان دادن گریزش، قصه نویسان، ناگزیر به چرخش عقربه ها شتابی دیوانه وار می دهند، ده، بیست، سی سال را در دو دقیقه به خواننده می نمایانند.
برچسبها:افسوس, پیری, درک زندگی, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, غفلت, فلسفه, فلسفه زندگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, معنا