این ناپایداری، با بی ثباتی معروف توده ها، بی ارتباط نیست. همین ناپایداری شدید، تصدیق دلخوش کننده ای است برای این رهبران مرده که چه خوب توانسته اند رعایایشان را به ویروس خاص توتالیتر آلوده کنند. بنابراین خطاست اگر چنین پنداریم که ناپایداری و فراموشکاری توده ها، بر این دلالت می کند که آن ها از وهم توتالیتر بیرون آمده اند. خطای جدی تر این خواهد بود که به خاطر این ناپایداری، فراموش کنیم که رژیم های توتالیتر، تا زمانی که بر اریکه ی قدرت اند، و رهبران توتالیتر تا هنگامی که زنده اند، از پشتیبانی توده ای برخوردارند.
برچسبها:بین دو راهی موندم, درماندگی, دروغ, دو رویی, ظلم, فریاد, فریب
مهم ترین خصلتی که می توان به جنبش های توتالیتر نسبت داد، آن است که این جنبش ها به سرعت فراموش می شوند و به آسانی می توان چیز دیگری به جای آن ها برقرار کرد. این قضیه در مورد کیفیت شهرت رهبران این جنبش ها، مصداق بیشتری دارد. این قضیه در مورد هیتلر نیز صدق می کند، کسی که در زمان زندگی اش، چنان جاذبه ای اعمال کرده بود که هیچکسی در برابر آن مصون نبود. حال آن که امروزه، هیتلر پس از شکست و مرگش، چنان از یادها رفته که حتی در میان گروه های نوفاشیست و نونازی پس از جنگ نیز چندان نقش مهمی نمی تواند داشته باشد.
برچسبها:پیری, درد, دروغ, روزگار جوانی, روزمرگی, سرنوشت, ظلم, فراموشت کردم, فراموشی, فریاد, فریب, گذر عمر