فضل است چراغی که دل افروزست
علم است بهاری که بی خزانست
مرگ در کوچه مستی سگ غافلگیر است
پس به غفلت مرو از مردن ناگاه بترس
برچسبها:آینده, افسوس, اندیشه, تفکر, سوء استفاده, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, مرگ
تو را ای خردمند روشنروان
زبان کرد یزدان از اینسان روان
خرد داد و جان داد و پاکیزههوش
دل روشن و چشم بینای و گوش
اندیشیدن به سرانجام هر كار باعث رستگاری است.
و بهت زدگی در نگاه ها خوانده می شود و درخشش خشم در چشم های گرسنگان آغاز می شود. خوشه های خشم درون روح مردمان آماس می کند و می رسد و از خوشه چینی آینده خبر می دهد.
تا باقی عمر بر چه آید
بر باد شد آن چه رفت هیهاتصافی چو بشد به دور سعدی
زین پس من و دردی خرابات
برچسبها:آینده, خودآزاری, خودهیچ پنداری, گذر عمر
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
برچسبها:آینده, اندیشه, تفکر, درک زندگی, زندگی, فلسفه زندگی, گذر عمر, نصیحت
کسی که گذشته را کنترل می کند، آینده را کنترل می کند. کسی که زمان حال را کنترل می کند، گذشته را کنترل می کند