من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست
که پر بازم اگر هست دل بازم نیست
فال من را بگیر و جانم را …
من از این حال بی کسی سیرم
دستِ فردای قصه را رو کن …
روشنم کن چگونه می میرم
هر ذره که در خاک زمینی بوده است
پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان
کانهم رخ خوب نازنینی بوده است
برچسبها:افسوس, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, پوچی, حسرت, خودهیچ پنداری, دنیا ارزش نداره
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
برچسبها:افسردگی, برای خودت ارزش قائل شو, به خودت بیا, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, پوچی, تفکر, خودآزاری, خودخوری, خودهیچ پنداری, دنیا ارزش نداره, فلسفه زندگی, ناامیدی
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بیتابی بسیار و دگر هیچ
برچسبها:با تو آرومم, بی حوصله, بیقراری, تنهایی, غم عشق
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت
برچسبها:افسردگی, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, خشم, غم, ناراحتی
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست
جای گلایه نیست که این رسم دلبریست
برچسبها:بی توجهی, بی حوصله, بی وفایی, خیانت, دلبری, غفلت, همه تو کف تواند
وای بر من که در این بازی بیسود و زیان
پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن
برچسبها:بی انگیزه, بی حوصله, تعهد, درد و رنج, دنیا ارزش نداره, رسوایی, عهدشکنی, غم
خرسند نیستیم که خامش نشسته ایم
ما را دماغ شکر و شکایت نمانده است
از همان روز که او رفت؛ زمستان آمد
بعد او بهمن و اسفند چه فرقی دارند؟
نیستی رنگم چنین و نیستی اشکم چنان
گر بر این دل نیستی عشق بتان فرمانروا
برچسبها:بی حوصله, بیقراری, جای من نیستی, دلتنگی, گریه, مرهم
”من از هدایت خود بیزارم، و دوست دارم همانند حیوانات جنگل، تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرانم!“
برچسبها:بی انگیزه, بی حوصله, بی خیالی, فکر و خیال
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی
برچسبها:بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, بی خیالی, پیری, تنبلی, روزمرگی, شراب, گذر عمر
آن قَدر از خواهشِ دل سوختم
تا چنین بی خواهشی آموختم…
برچسبها:بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, تقدیر, دوست داشتن, سرنوشت, عادت, عاقبت, غم عشق
من درختی کلاغ بر دوشم، خبرم درد می کند بد جور
بی نور رخت جهان نبینم
برچسبها:بدون تو می میرم, برگرد, بی انگیزه, بی تو زندگی معنی نداره, بی حوصله, در انتظارتم, دوستت دارم
نه سر گفتن و نه ذوق شنیدن داریم
برچسبها:افسردگی, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, حس های بی دلیل
در ابتدا سخت ترین چیز، این بود که افکار آدم های آزاد را داشتم؛ دلم می خواست دریا بروم، کم کم افکار زندانی ها را پیدا کردم؛ به حیاط رفتن یا ملاقات با وکیل فکر می کردم.