ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
برچسبها:بی تفاوتی, بیقراری, بین دو راهی موندم, تکیه گاه منی, جای من نیستی, جدایی, دل بریدن, غنیمت شمردن, فقط به خودم توجه کن
در مرگ دل چو طفل پدر مرده ی غریب
گـاهی سکوت کردم و گاهی گریستـــم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم
برچسبها:خیلی جذابی, در انتظارتم, دل بریدن, رغبت, نبودن یار
هرچه میخواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمیدارم اگر بگذاری
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, جای من نیستی, دل بریدن, دلبری, کسی منو نمی فهمه, نمی تونم فراموشت کنم
از هجر شکوه با در و دیوار می کنم
چون داغ دیده ای که کند گفتگو به خاک
برچسبها:بدون تو می میرم, تنهایی, داغدیدگی, داغونم, دل بریدن, دلتنگی, دوری, مرگ, نابود شدم
صائب هزار مرتبه کردیم امتحان
درد سخن به هیچ دوا کم نمی شود
برچسبها:حال بد, حرف دل, حرف مردم, دل بریدن, دل شکستن, زخم زبان زدن, ظلم
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحدِ مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد.
قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمیبینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
برچسبها:حال بد, داغونم, دل بریدن, دل شکستن, نابود شدم, نفرت
دور است دل آزردن ز آیینِ مروَت
برچسبها:بی وفایی, حس های بی دلیل, دل بریدن, دل شکستن, ظلم, نصیحت
بوستان را هیچ دیگر در نمیباید به حسن
بلکه سروی چون تو میباید کنار جوی راای گل خوشبوی اگر صد قرن باز آید بهار
مثل من دیگر نبینی بلبل خوشگوی را
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, بمون کنارم, بهار, بی وفایی, دل بریدن, دلبری, دوستت دارم, عاشقانه, فراموشت کردم
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
برچسبها:برابری, خودت باش, خودشیفتگی, دل بریدن, رک گویی, عمر, گذر عمر, مغرور, نصیحت
صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفتگل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخنِ سخت به معشوق نگفت
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, بی تفاوتی, دل بریدن, دل شکستن, دلگیری, زخم زبان زدن, سنگدلی, فقط به خودم توجه کن, کسی منو نمی فهمه, ناله