از من سراغ آن بَر و آن دوش می کنی
ای سر ز سنگ بی خبری بارِ شانه باش
آن را که جفا جوست نمی باید خواست
سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست
مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمی باید خواست
برچسبها:بمون کنارم, تنها انتخاب منی, خشم, سنگدلی, نمی تونم فراموشت کنم
پیداست همچو قبله نما از ته بلور
از سینه ی لطیف دل همچو آهنش
گرچه محتاج معلم نیست آن بیدادگر
فتنه با چندین زبان آموزگار چشم توست
برچسبها:دو رویی, زخم زبان زدن, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, گستاخی, نفرت
هر شیشه ای که گشت به سنگ آشنا، شکست
غیر از دلم که تا ز دلت شد جدا شکست
برچسبها:دل شکستن, دلدادگی, سنگدلی, شکست عشقی, کاش ببینی منو, نابود شدم
چون آینه و آب نِیَم تشنه هر عکس
نقشی که ز دل محو شود در نظرم نیست
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, سنگدلی, عهدشکنی, فراموشت کردم
در قلب صاف و ساده ی من نقش قلب توست
آب زلال زود نشان داده سنگ را…
برچسبها:برگرد, دل شکستن, دلتنگی, سنگدلی, کاش ببینی منو
به دست آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد
دلیل خون جگری من و انار یکی ست…
بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع چیزی نداشتم که بگویم…گریستم
برچسبها:بمون کنارم, دوری, سنگدلی, گریه, نمی تونم فراموشت کنم
با سنگدلان یار مشو، می شکنندت
برچسبها:آگاهی, انتخاب آگاهانه, برای خودت ارزش قائل شو, به خودت بیا, بی وفایی, سنگدلی, نصیحت
تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی
هر آدمیی که مُهرِ مِهرت
در وی نگرفت سنگ خاراست
برچسبها:با همه فرق داری, بی تفاوتی, حسرت, خوشگلی, دلبری, سنگدلی, همه تو کف تواند
هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختهست
دوست دارد ناله مستان و هایاهوی را
برچسبها:تنهایی, درد عشق, درد و رنج, سختی, سنگدلی, عاشقتم, غم عشق
زین دست که دیدار تو دل میبرد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را
در هنگام سقوط و اضمحلال یک تمدن، درست به همان اندازه ی روزگار رونق و آبادی آن، می توان پول به دست آورد، با این تفاوت که در هنگام سقوط، با سرعت بیشتری می توان این کار را انجام داد.
برچسبها:پنهان کاری, حقارت, خیانت, رسوایی, سنگدلی, سوء استفاده, عهدشکنی, وجدان
آنهمه دلداری و پیمان و عهد
نیک نکردی که نکردی وفا
برچسبها:بدقولی, خیانت, دو رویی, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, وجدان
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
برچسبها:بی تفاوتی, بی توجهی, بی حوصله, دل شکستن, سنگدلی, شکست عشقی, عاشقانه
صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفتگل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخنِ سخت به معشوق نگفت
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, بی تفاوتی, دل بریدن, دل شکستن, دلگیری, زخم زبان زدن, سنگدلی, فقط به خودم توجه کن, کسی منو نمی فهمه, ناله