من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،
سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،
برچسبها:خیانت, دوری, عهدشکنی, کاش ببینی منو, ناتوانی در برابر عشق, نمی تونم فراموشت کنم
مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
برچسبها:برو, بی وفایی, خیانت, دلبری, شکست عشقی, عهدشکنی, فراموشت کردم, کاش ببینی منو, نمی تونم فراموشت کنم
در همین روزهای بارانی،
یک نفر خیره خیره میمیرد!
تو بدی کردی و کسی با عشق،
از خودش انتقام میگیرد!
برچسبها:بدون تو می میرم, بی محلی, بی وفایی, خیانت, درد عشق, دوری, عهدشکنی, غم عشق, کاش ببینی منو
آنکه برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت
به همه عالمش از من نتوانند خرید…
زمانه غیر زبان قفس نمی داند
بمان که ” پر زدن ” حیله ی رهایی ماست
رسوا منم وگرنه تو صد بار در دلم
رفتی و آمدی و کسی را خبر نشد
گرچه محتاج معلم نیست آن بیدادگر
فتنه با چندین زبان آموزگار چشم توست
برچسبها:دو رویی, زخم زبان زدن, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, گستاخی, نفرت
چه ها کشید دلم ز خلاف وعده ی او
که کس به وعده ی خوبان امیدوار مباد!
دولت وصل توای ماه نصیب که شود
تا از آن چشم خورد باده و زان لب گل قند
برچسبها:بوسیدن, بی وفایی, تنهایی, خیانت, رفتن, عهدشکنی, غم عشق, وصال
دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
برچسبها:تعهد, تنها انتخاب منی, تنهایی, خیانت, دلتنگی, دو رویی, عشق, عهدشکنی, هر چی تو بگی
ببر به بیهدفی دست بر کمان و ببین
کجاست آنکه دلش را سپر نخواهد کرد
برچسبها:برات جون میدم, بی تفاوتی, بی توجهی, بی محلی, بی وفایی, خیانت, عهدشکنی
وای بر من که در این بازی بیسود و زیان
پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن
برچسبها:بی انگیزه, بی حوصله, تعهد, درد و رنج, دنیا ارزش نداره, رسوایی, عهدشکنی, غم
با این دهان خون شده حال جواب نیست
از مشت او بپرس که دندان من کجاست !
چون آینه و آب نِیَم تشنه هر عکس
نقشی که ز دل محو شود در نظرم نیست
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, سنگدلی, عهدشکنی, فراموشت کردم
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمی ماند؟
برچسبها:اصلا میدونی چه حالی دارم؟, برو, دوستت دارم, زخم زبان زدن, عهدشکنی, فراموشت کردم
چو آشنای تو شد دل، ز من برید…آری
تو را کسی که به دست آورد مرا چه کند؟
برچسبها:برو, بمون کنارم, خیانت, دوست داشتن, عاشقانه, عهدشکنی, کاش ببینی منو, همه تو کف تواند
به دست آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد
دلیل خون جگری من و انار یکی ست…
نمیبینم ز مردم آشنایی
نمیآید ز کس بوی وفایی
مده فایز به وصل گلرخان دل
که آخر میکشندت از جدایی
برچسبها:بی وفایی, جدایی, خیانت, زیباترینی, عهدشکنی, فراق, وفاداری
رخت تا در نظر میآرم ای دوست
خودم را زنده میپندارم ای دوست
ولی چون تو برفتی یار فایز
بگو این دل به کی بسپارم ای دوست
برچسبها:بی وفایی, تنهایی, شکست عشقی, عهدشکنی, کسی منو نمی فهمه, نمی تونم فراموشت کنم, همیشه به فکرتم
غیر تو با هر کسی بودم بدان تقصیر توست
رو به دایه آورد طفل از غم بی مادری…
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کند
عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان
هوس گردش پیمانه اگر بگذارد
من غبار آلود هجرانم، تو اما مدتی ست
عهده دار آن نگاه لرزه افکن نیستی
به موجی که میگفتم غم خویش!
سری می زد به سنگ و باز می گشت…
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, بی محلی, خیانت, عهدشکنی, غفلت, فراموشت کردم
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه ی صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم، ولی دل نشکستیم
برچسبها:اندیشه, انسانیت, تفکر, توبه, خدا, درستکاری, شراب, عهدشکنی
روزگاری دل سپردن ها دلیل عشق بود
برچسبها:بی تفاوتی, بی محلی, بی وفایی, خیانت, درد عشق, دروغ, دو رویی, عهدشکنی
از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
برچسبها:بی تفاوتی, بی محلی, بی وفایی, خیانت, دوری, شکست عشقی, ظلم, عهدشکنی, کسی منو نمی فهمه, منتظرت می مونم, نمی تونم فراموشت کنم
آن را که به صحرای علل تاخته اند
بی او همه کارها پرداخته اند
امروز بهانه ای درانداخته اند
فردا همه آن بود که درساخته اند
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما ، مرحمت زیاد!
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, بی وفایی, جدایی, خیانت, عهدشکنی, فراموشت کردم
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار، چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند
برچسبها:بی وفایی, دو رویی, ظاهر بینی, ظلم, عهدشکنی, قضاوت نکن
عهد تو و توبهٔ من از عشق
میبینم و هر دو بیثبات است
برچسبها:بمون کنارم, بی وفایی, تنها انتخاب منی, خیانت, عهدشکنی, نمی تونم فراموشت کنم
نکند میل دل من به تماشای چمن
که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست
هر که به جورِ رقیب یا به جفایِ حبیب
عهد فرامش کند، مدعیِ بیوفاست
به آخر دوستی نتوان بریدن
به اول خود نمیبایست پیوست
برچسبها:انتخاب آگاهانه, بدقولی, دل شکستن, عهدشکنی
دگر رغبت کجا ماند کسی را سوی هشیاری
چو بیند دست در آغوش مستان سحرخیزت
برچسبها:بدون تو می میرم, بی تو زندگی معنی نداره, بی وفایی, خیانت, شراب, عهدشکنی, مستی, ناتوانی در برابر عشق
نه تو را بگفتم ای دل که سر وفا ندارد
به طمع ز دست رفتی و به پای درفکندت
تو باز دعوی پرهیز میکنی سعدی
که دل به کس ندهم کُلُّ مُدِّعٍ کَذّاب
برچسبها:باید ازت دل بکنم, بدقولی, بی وفایی, عهدشکنی
دگر به دست نیاید چو من وفاداری
که ترک میندهم عهد بیوفایی را
دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل
نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
هر ساعت از نو قبلهای با بتپرستی میرود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
خاک پایش خواستم شد بازگفتم زینهار
من بر آن دامن نمیخواهم غبار خویش را
برچسبها:بی تفاوتی, بی وفایی, تمام دنیامی, تو بهترینی, عشق, عهدشکنی, غم عشق, گذشت
یارِ بارافتاده را در کاروان بگذاشتند
بیوفا یاران که بربستند بار خویش را
برچسبها:بدقولی, بی وفایی, تنهایی, خیانت, دو رویی, عهدشکنی, کسی منو نمی فهمه
در هنگام سقوط و اضمحلال یک تمدن، درست به همان اندازه ی روزگار رونق و آبادی آن، می توان پول به دست آورد، با این تفاوت که در هنگام سقوط، با سرعت بیشتری می توان این کار را انجام داد.
برچسبها:پنهان کاری, حقارت, خیانت, رسوایی, سنگدلی, سوء استفاده, عهدشکنی, وجدان
دوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
برچسبها:بدقولی, بی تفاوتی, بی خیالی, پنهان کاری, رفیق, عهدشکنی, عیب جویی, کینه, مغرور, نادان, نفرت, همیشه در کنارتم
آنهمه دلداری و پیمان و عهد
نیک نکردی که نکردی وفا
برچسبها:بدقولی, خیانت, دو رویی, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, وجدان
من به باغی باغبانی میکنم با چشم تر
کز درختش دیگران گل های رنگین میبرند
برچسبها:برات جون میدم, بی توجهی, بی محلی, بی وفایی, پوچی, تمام دنیامی, خیانت, عهدشکنی