آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت
برچسبها:افسوس, بی توجهی, بی خیالی, حسرت, داغدیدگی, شکست, فراموشی, فرجام, فریاد, مرگ
چیزی نخواهم گفت باور کن
گاهی سکوت
آیینهی داد است…!
برچسبها:خودآزاری, خودخوری, داغونم, سکوت, غم, فریاد, نابود شدم, ناراحتی
من محالم؛
تو به ممکن شدنم فکر نکن!
برچسبها:برو, بی انگیزه, بی توجهی, بی خیالی, تنهایی, درد و رنج, غم, غم عشق, فریاد, ناامیدی
ز لب دوختن غنچه را زندگیست
چو بشکفت زان پس پراکندگیست
هر کس که شعری گفت بی تردید مجنون است
هر دختری را دوست می دارد بدان لیلاست
برچسبها:برات جون میدم, تو فقط بخند, ذوق و شوق, رسوایی, عاشقانه, فریاد, هر چی تو بگی
ظلم اینان می رود…نوبت به آنان می رسد
بعد پایان زمستان هم زمستان می رسد
برچسبها:انتقاد, رسوایی, ظاهر بینی, ظلم, فریاد, فریب, ناامیدی
اظهار محبت چه ضرور است به فریاد
کس جنس گرانمایه به افغان نفروشد…
آب در روغن بریزی ناله خیزد از چراغ
صحبت نا جنس، آتش را به فریاد آورد
برچسبها:بدبختی, بدشانسی, بدقولی, تنهایی, سختی, ظلم, غم, فریاد
رویم سیه کز سادگی، شرمنده کردم دوست را
او تیغ نهان زد به دل، من زخم رسوا دوختم
برچسبها:پنهان کاری, خجالت کشیدن, دلدادگی, رسوایی, فریاد
کس ندانست که مجنون چه ندا کرد به دشت
که صدای جرس قافله؛ لیلا لیلاست…
ای نی! چه کشیدی مگر از خلق که هر دم
ما آه کشیدیم و تو فریاد کشیدی
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با درد کشان هر که در افتاد بر افتاد
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذار گفتگو به زبان هنر شود…
یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس
صبـر پیمبـرانه ام آخر تمام شد!
ای آیت امیـد به فریــاد من برس
برچسبها:امید, تنهایی, خستگی, درد و رنج, سختی, صبوری, فریاد, ناامیدی
چشمی حقیقت بین کنار کعبه می گفت
“انسان” فراوان است ، اما آدمی نیست
ز فروغِ نورِ رویت، ز جهان فغان برآید
برچسبها:تنها انتخاب منی, تو بهترینی, خوشبختی, خوشگلی, زیباترینی, فریاد, فقط تو
صرفه در خاموشی است ای دل، رهِ گفتار بند
کپیبرچسبها:دوستت دارم, سکوت, فریاد
در خموشی های من فریادهاست
آنکه دریابد چه می گویم کجاست
دوست می دارمت به بانگ بلند
برچسبها:تنها انتخاب منی, دوستت دارم, رویای منی, عاشقانه, عاشقتم, فریاد
این ناپایداری، با بی ثباتی معروف توده ها، بی ارتباط نیست. همین ناپایداری شدید، تصدیق دلخوش کننده ای است برای این رهبران مرده که چه خوب توانسته اند رعایایشان را به ویروس خاص توتالیتر آلوده کنند. بنابراین خطاست اگر چنین پنداریم که ناپایداری و فراموشکاری توده ها، بر این دلالت می کند که آن ها از وهم توتالیتر بیرون آمده اند. خطای جدی تر این خواهد بود که به خاطر این ناپایداری، فراموش کنیم که رژیم های توتالیتر، تا زمانی که بر اریکه ی قدرت اند، و رهبران توتالیتر تا هنگامی که زنده اند، از پشتیبانی توده ای برخوردارند.
برچسبها:بین دو راهی موندم, درماندگی, دروغ, دو رویی, ظلم, فریاد, فریب
مهم ترین خصلتی که می توان به جنبش های توتالیتر نسبت داد، آن است که این جنبش ها به سرعت فراموش می شوند و به آسانی می توان چیز دیگری به جای آن ها برقرار کرد. این قضیه در مورد کیفیت شهرت رهبران این جنبش ها، مصداق بیشتری دارد. این قضیه در مورد هیتلر نیز صدق می کند، کسی که در زمان زندگی اش، چنان جاذبه ای اعمال کرده بود که هیچکسی در برابر آن مصون نبود. حال آن که امروزه، هیتلر پس از شکست و مرگش، چنان از یادها رفته که حتی در میان گروه های نوفاشیست و نونازی پس از جنگ نیز چندان نقش مهمی نمی تواند داشته باشد.
برچسبها:پیری, درد, دروغ, روزگار جوانی, روزمرگی, سرنوشت, ظلم, فراموشت کردم, فراموشی, فریاد, فریب, گذر عمر
قصه عشق من آوازه به افلاک رساند
همچو حسن تو که صد فتنه در آفاق فکند
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند، در حجاب کند
برچسبها:پنهان کاری, زن, سوء استفاده, فریاد
آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد
عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ