در راه قلندری زیان سود تو شد
زهد و ورع و سجاده مردود تو شد
دشنام سرود و رود مقصود تو شد
بپرست پیاله را که معبود تو شد
به مژگانش دلم سرگرم بازی گشته می ترسم
ز بی پروایی طفلی که با خنجر کند بازی
زمانه غیر زبان قفس نمی داند
بمان که ” پر زدن ” حیله ی رهایی ماست
به دیگران سپر انداختن بود کارت
رسد چو نوبت ما تیر در کمان داری…
در پس پرده تزویر و یا زاهد خشک
عنکبوتی است که دام مگسی می سازد
گرچه محتاج معلم نیست آن بیدادگر
فتنه با چندین زبان آموزگار چشم توست
برچسبها:دو رویی, زخم زبان زدن, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, گستاخی, نفرت
ظلم اینان می رود…نوبت به آنان می رسد
بعد پایان زمستان هم زمستان می رسد
برچسبها:انتقاد, رسوایی, ظاهر بینی, ظلم, فریاد, فریب, ناامیدی
ما که رندیم، قدح بر سر بازار کشیم
تو که در پرده ی زهدی، به نهانخانه بنوش
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با درد کشان هر که در افتاد بر افتاد
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کند
زیان میکند مرد تفسیردان
که علم و ادب میفروشد به نان
گره بر سر بند احسان مزن
که این زرق و شید است و آن مکر و فن
زین جهان و زین فساد و ریو و رنگ
تو چه خواهی دید با این چشم تنگ
روز میبینی تو و من روزگار
کار میبینی تو و من عیب کار
دیدههای عقل، گر بینا شوند
خود فروشان زودتر رسوا شوند
دزد زر بستند و دزد دین رهید
شحنه ما را دید و قاضی را ندید
برچسبها:آگاهی, به خودت بیا, رسوایی, سوء استفاده, فریب
دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
چشمی حقیقت بین کنار کعبه می گفت
“انسان” فراوان است ، اما آدمی نیست
ساده لوحم، هر که آید در دلم جا می کند
برچسبها:دوست داشتن, صداقت, عشق, فریب, محبت, مهربانی, یکرنگی
اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفاستهزار دشمنی افتد به قول بدگویان
میان عاشق و معشوق دوستی برجاست
برچسبها:دروغ, دوستت دارم, دوستی, عاشقانه, عشق, فداکاری, فریب, محبت
این ناپایداری، با بی ثباتی معروف توده ها، بی ارتباط نیست. همین ناپایداری شدید، تصدیق دلخوش کننده ای است برای این رهبران مرده که چه خوب توانسته اند رعایایشان را به ویروس خاص توتالیتر آلوده کنند. بنابراین خطاست اگر چنین پنداریم که ناپایداری و فراموشکاری توده ها، بر این دلالت می کند که آن ها از وهم توتالیتر بیرون آمده اند. خطای جدی تر این خواهد بود که به خاطر این ناپایداری، فراموش کنیم که رژیم های توتالیتر، تا زمانی که بر اریکه ی قدرت اند، و رهبران توتالیتر تا هنگامی که زنده اند، از پشتیبانی توده ای برخوردارند.
برچسبها:بین دو راهی موندم, درماندگی, دروغ, دو رویی, ظلم, فریاد, فریب
مهم ترین خصلتی که می توان به جنبش های توتالیتر نسبت داد، آن است که این جنبش ها به سرعت فراموش می شوند و به آسانی می توان چیز دیگری به جای آن ها برقرار کرد. این قضیه در مورد کیفیت شهرت رهبران این جنبش ها، مصداق بیشتری دارد. این قضیه در مورد هیتلر نیز صدق می کند، کسی که در زمان زندگی اش، چنان جاذبه ای اعمال کرده بود که هیچکسی در برابر آن مصون نبود. حال آن که امروزه، هیتلر پس از شکست و مرگش، چنان از یادها رفته که حتی در میان گروه های نوفاشیست و نونازی پس از جنگ نیز چندان نقش مهمی نمی تواند داشته باشد.
برچسبها:پیری, درد, دروغ, روزگار جوانی, روزمرگی, سرنوشت, ظلم, فراموشت کردم, فراموشی, فریاد, فریب, گذر عمر
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرقفام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
برچسبها:بین دو راهی موندم, دو رویی, ظاهر بینی, فریب, قضاوت نکن, میخوام خودم باشم
ما می خواهیم فریب بدهیم. آن قدر به ظاهر می پردازیم که سرانجام دیگر نمی دانیم چه کسی هستیم