موی بشکافی به عيب ديگران
وَر بپرسم عيب تو، کوری در آن
برچسبها:انتقاد, حرف مردم, خود شناسی, رشد فردی, غفلت, قضاوت نکن
سیر یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بدبویی
گفت از عیب خویش بیخبری
زان ره از خلق، عیب میجویی
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
برچسبها:حرف دل, حرف مردم, درستکاری, ظاهر بینی, قضاوت نکن, نیکی
داریم خنده بر لب و کوه غمی به دل
چون مطرب عروسی ماتم رسیده ایم
برچسبها:حال بد, داغونم, دروغ, ظاهر بینی, قضاوت نکن, نابود شدم
چون صدف، در سینه مروارید پنهان کرده ام
دردل خود مومنم، در چشم مردم کافرم
در قضاوت همه حق را به تو دادند، ولی
نکته اینجاست که من” راز نگهدارترم”!
بر سر هر لقمه بنوشته عیان
کز فلان بن فلان بن فلان
سنگ و گوهر هر دو یکسان است در میزان چرخ
آسیا کِی دانه را از دانه میسازد جدا؟
برچسبها:اندیشه, تفکر, حقیقت, درستکاری, ظاهر بینی, قضاوت نکن
صورت پرست فیض ز معنی نمی برد
بلبل به جای گل نپرستد گلاب را
برچسبها:اندیشه, تفکر, درک زندگی, درک عمیق, زندگی, شناخت, ظاهر بینی, فلسفه, فلسفه زندگی, قضاوت نکن
این انگ ها که خورده ام از پاک بودن است
رخت سفید زودتر آلوده می شود
زاهد از رندی حافظ نکند فهم چه باک
“دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند”
برچسبها:اندیشه, ظاهر بینی, قضاوت نکن, کسی منو نمی فهمه, معنا
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست
برچسبها:خستگی, داغونم, زخم, زخم زبان زدن, ظاهر بینی, قضاوت نکن, نابود شدم
از همه اندوهگین تر شخصی است
كه از همه بیشتر می خندد
زین جهان و زین فساد و ریو و رنگ
تو چه خواهی دید با این چشم تنگ
روز میبینی تو و من روزگار
کار میبینی تو و من عیب کار
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزه ی دردی به دستا
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
برچسبها:آرزوهای بر باد رفته, آزادی, بدبختی, به خودت بیا, پوچی, خودت رو بی ارزش نکن, درماندگی, رسوایی, شراب, قضاوت نکن, نابود شدم
مردمِ دیده ی ما جز به رُخَت ناظر نیست
برچسبها:بین دو راهی موندم, حرف مردم, روزمرگی, ظاهر بینی, قضاوت نکن
دلی دارم چو کوه اما تنی از موی لاغرتر
در لباس گریه عمری شد که خندانم چو شمع
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
برچسبها:حرف مردم, خود شناسی, خودآگاهی, خودت باش, ظاهر بینی, قضاوت نکن
ما زبان را ننگریم و قال را، ما روان را بنگریم و حال را
برچسبها:ظاهر بینی, فلسفه, فلسفه زندگی, قضاوت نکن, معنا
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار، چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند
برچسبها:بی وفایی, دو رویی, ظاهر بینی, ظلم, عهدشکنی, قضاوت نکن
از ورطه ما خبر ندارد
آسوده که بر کنار دریاست
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرقفام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
برچسبها:بین دو راهی موندم, دو رویی, ظاهر بینی, فریب, قضاوت نکن, میخوام خودم باشم