خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه میدانیام؟حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانیست که بارانیام…
آسمان آسوده است از بیقراریهای ما
گریهٔ طفلان نمیسوزد دل گهواره را
طفل میگرید چون راه خانه را گم میکند
چون نگریم من که صاحب خانه را گم کردهام؟
برچسبها:#اشک, #تشبیه_قشنگ, عشق, گریه
به شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز
دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا
چو ابر، منع من از گریه دور از انصاف است
دلم ز گریه سبکبار میشود، چه کنم
برچسبها:#اشک, #بذار_گریه_کنم, #سبک_شدن_دل, گریه
مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی
از تشنگان گریهٔ مستانهایم ما
ابر میبارد و من میشوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟
ابر باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریهکنان، ابر جدا، یار جدا
تا نگویی اشکهای شمع از کم طاقتیست
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
غم کنار من است، می دانم
گریه کار من است می دانم
آنچه باقیست در پریشانی
روزگار من است می دانم
فردا که لاله زیستن آغاز میکند
داغش زبان شعر مرا باز میکند
درمان یکی است طفل دل غم گرفته را
غافل مشو ز اشک که اعجاز میکند
در ناله ام قرار و به اشک اختیــار نیست
در حیرتــم که وارث غم های کیستــــم
برچسبها:بیقراری, تنهایی, دوری, غم عشق, گریه, ناراحتی, ناله
گر همچــو شمــع در بر یاران گریستــم
من مرد گریه هـای غریبـــانه نیستـــم
یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
ما را به آبِ دیده شب و روز ماجراست
زان رهگذر که بر سرِ کویش چرا رود
برچسبها:تو فقط بخند, دلتنگی, کاش ببینی منو, گریه
در وصالت اشک شوق و در فراقت اشک غم
پشت و روی سکه ی من هر دو یک تصویر داشت
چندان گریستم که به عمری پس از وفات
گلبانگ های های به گوش زمانه ماند
منعم مکن ز گریه که آغاز عاشقی ست
لازم بود ترشح آب از سفال نو
برچسبها:عاشقانه, فقط عاشق ها می فهمند, گریه
من آزردهدل را کس گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی
برچسبها:تنهایی, غم, کسی منو نمی فهمه, گریه, ناامیدی
در وصالت اشک شوق و در فراقت اشک غم
پشت و روی سکه ی من هر دو یک تصویر داشت…
شبی بود و بهاری ، در من آویخت
چه آتش ها ، چه آتش ها برانگیخت
فرو خواندم به گوشش قصه ی خویش
چو باران بهاری اشک می ریخت
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد
باز با گریه به آغوش تو بر میگردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
برچسبها:آغوش, با تو آرومم, تو باشی حالم خوبه, جانی و دلی, حسرت, دلتنگی, عاشقانه, غم, گریه
دانی چه روز چشمم از گریه تر نباشد؟
روزی که بعد از آن روز، روز دگر نباشد
ناگریز از سفرم، بی سر و سامان چون باد
به ” گرفتار رهایی” نتوان گفت ” آزاد”
برچسبها:آزادی, امید, تلاش, خواستن, رفتن, رهایی, گریه, نمی تونم فراموشت کنم, یه روز خوب میاد
بهترین چیز
رسیدن به نگاهی است
که از حادثه عشق، تر است
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشیده باشی راحتی…
برچسبها:داغونم, دوستت دارم, غم, غم عشق, گریه, نابود شدم, ناراحتی
همی نالم به دردا، همی گریم به زارا
که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا
نیستی رنگم چنین و نیستی اشکم چنان
گر بر این دل نیستی عشق بتان فرمانروا
برچسبها:بی حوصله, بیقراری, جای من نیستی, دلتنگی, گریه, مرهم
جمعه یعنی : من و تو باز گرفتار همیم؛
لااقل، بر سر یک بغض تفاهم داریم …
برچسبها:دلتنگی, دوری, عاشقانه, کاش ببینی منو, گریه, نمی تونم فراموشت کنم
تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی ست
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
برچسبها:دلتنگی, دوستت دارم, صبوری, گریه
بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع چیزی نداشتم که بگویم…گریستم
برچسبها:بمون کنارم, دوری, سنگدلی, گریه, نمی تونم فراموشت کنم
هیچ ذوقی به از این نیست که از غایت شوق
چشم من گرید و لب های تو در خنده شود…!
برچسبها:آغوش, خوشبختی, دلتنگی, دیدار, ذوق و شوق, گریه, نگاه یار
عشق آن بغض عجیبی ست که از دوری یار
نیمه شب بین گلو مانده و جان می گیرد
یا همان پنجره ای ست که شخص عاشق
روزها پشت همان پنجره هی می میرد
برچسبها:انتظار, در انتظارتم, عشق, غم عشق, فکر و خیال, قدر لحظه ها رو بدون, کسی منو نمی فهمه, گریه, منتظرت می مونم, نمی تونم فراموشت کنم, همیشه به فکرتم
دل نزد تو است اگر چه دوری ز برم
جویای توام اگر نپرسی خبرم
خالی نشود خیالت از چشم ترم
در کوزه تو را بینم اگر آب خورم
برچسبها:تنهایی, در انتظارتم, دلخوشی, دوری, غم عشق, فراق, فکر و خیال, کاش ببینی منو, گریه, محل بده, منتظرت می مونم, همیشه به فکرتم
من آن ابرم که میخواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمیداند کجا سر میگذارد …
داغ ماتم هاست بر جانم بسی
در دلم آهسته می گرید کسی …
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
برچسبها:تنهایی, جدایی, درد و رنج, دوری, غم, غم عشق, فراق, گریه, ناله