هرچه من گوسفند تر شده ام
صاحب گله گرگ تر شده است
سال ها رفته است و چهره ی من
با نقابم بزرگ تر شده است
برچسبها:جاه طلبی, خودخوری, درماندگی, دو رویی, سکوت, سوء استفاده, ظلم
بر سر هر لقمه بنوشته عیان
کز فلان بن فلان بن فلان
از جور روزگار کسی بی نصیب نیست
دیوانه ای گرفته به کف تازیانه ای
در پس پرده تزویر و یا زاهد خشک
عنکبوتی است که دام مگسی می سازد
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
برچسبها:بی خیالی, جاه طلبی, سوء استفاده, شراب, غنیمت شمردن, گستاخی
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده اند. دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می کنند، زن می گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را می جویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه ی زندگی است نه سرنوشت.
برچسبها:آزادی, احترام به خود, اندیشه, انکار, باور, بدشانسی, تبعیض جنسیتی, تفکر, جاه طلبی, خود شناسی, خودت باش, رشد فردی, رهایی, زن, سرآغاز, شناخت, غفلت, نادان
وقتی رژیم سلطنتی دوباره قدرت را به دست گرفت، نوشتاری طبقاتی را به کار برد که مفهوم سرکوب به کمک آن بی درنگ به صورت محکومیتی ناشی از طبیعت طبقات ارزیابی می شود: کارگران حق طلب همیشه «اخلالگر»، اعتصاب شکنان «کارگران آرام»، و چاکرصفتی قضات «هوشیاری پدرانه ی مقامات» نام می گیرد.