ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
خصم تن و جان میپرست من و توست
تا جام شراب و شیشهٔ می باشد
در دست من و تو، دست دست من و توست
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت
برچسبها:افسردگی, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, خشم, غم, ناراحتی
آن را که جفا جوست نمی باید خواست
سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست
مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمی باید خواست
برچسبها:بمون کنارم, تنها انتخاب منی, خشم, سنگدلی, نمی تونم فراموشت کنم
شلخته تر از سرباز ها ندیده ام
از جنگ که بر میگردند
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرت ترین آنها
خودش را جا میگذارد
گر سلامت خواهی از ساز تظلم دم مزن
دادرس در عهد ما سنگ است و مینا دادخواه
گویند رها کنش که یاری بدخوست
خوبیش نیرزد به درشتی که در اوستبالله بگذارید میان من و دوست
نیک و بد و رنج و راحت از دوست نکوست
برچسبها:تنها انتخاب منی, خشم, فقط تو, ناراحتی, هر چی تو بگی
در خموشی های من فریادهاست
آنکه دریابد چه می گویم کجاست
خانواده ای که کشور را رها کرده و رفته است. پدر خانواده از بانک پول قرض گرفته است. و اینک بانک زمین را می خواهد. بانک هنگامی که زمین ها را تملک می کند نام شرکت غیر منقول به خود می گیرد و برای زمین ها تراکتور می خواهد نه خانواده[…] ولی این تراکتور دو کار می کند: زمین ما را برمی گرداند و ما را بیرون می راند. میان این تراکتور و تانک تفاوت زیادی نیست. هر دو مردم را بیرون می رانند، وحشت زده و مجروح می کنند. این چیزی است که باید به آن بیاندیشیم.
و بهت زدگی در نگاه ها خوانده می شود و درخشش خشم در چشم های گرسنگان آغاز می شود. خوشه های خشم درون روح مردمان آماس می کند و می رسد و از خوشه چینی آینده خبر می دهد.
آلبانیایی ها همیشه دوست داشتند یا بکشند یا کشته شوند. وقتی برای جنگیدن دشمنی پیدا نکنند، همدیگر را می کشند!