چیزی نخواهم گفت باور کن
گاهی سکوت
آیینهی داد است…!
برچسبها:خودآزاری, خودخوری, داغونم, سکوت, غم, فریاد, نابود شدم, ناراحتی
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
برچسبها:افسردگی, برای خودت ارزش قائل شو, به خودت بیا, بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, پوچی, تفکر, خودآزاری, خودخوری, خودهیچ پنداری, دنیا ارزش نداره, فلسفه زندگی, ناامیدی
در امتداد هر شب
من هستم و تمامت
با خویشتن نشستن
در خویشتن شکستن
شلخته تر از سرباز ها ندیده ام
از جنگ که بر میگردند
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرت ترین آنها
خودش را جا میگذارد
بیسبب نیست که پنهان شدهای پشت غبار
تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟!
برچسبها:تنهایی, حس های بی دلیل, حسرت, حقارت, خودآزاری, خودپنداره, خودهیچ پنداری, داغونم, غم, ناامیدی
از خویشتن به خویش در فغانم
برچسبها:به خودت بیا, خود شناسی, خودآزاری, خودخوری, خودهیچ پنداری, فلسفه, ناامیدی
شب است و مشغله ام از خودم گریختن است
گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
حکمِ تو بر من روان، زجرِ تو بر من رواست
برچسبها:تنها انتخاب منی, تو فقط بخند, خودآزاری, خودهیچ پنداری, هر چی تو بگی
تیغ برآر از نیام، زهر برافکن به جام
کز قِبَلِ ما قبول، وز طرف ما رضاست
برچسبها:برات جون میدم, خودآزاری, خودهیچ پنداری, هر چی تو بگی
مالکِ مُلکِ وجود، حاکمِ رد و قبول
هر چه کند جور نیست ور تو بنالی، جفاست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
برچسبها:برات جون میدم, خودآزاری, خودهیچ پنداری
جان در قدم تو ریخت سعدی
وین منزلت از خدای میخواست
برچسبها:برات جون میدم, خودآزاری, خودهیچ پنداری
دردت بکشم که درد داروست
خارت بخورم که خار خرماست
چشم چپ خویشتن برآرم
تا چشم نبیندت به جز راست
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, خوشگلی, در وصف یار, علاقه
اگر مراد تو ای دوست بیمرادی ماست
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری, مخ زدن, منت کشی, هر چی تو بگی
مطیع اَمرِ توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیرِ حکم توام گر تنم بخواهی خَست
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, منت کشی, هر چی تو بگی
درِ قفس طلبد، هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست
برچسبها:بدون تو می میرم, بی تو زندگی معنی نداره, تمام دنیامی, خودآزاری, خودخوری, خودهیچ پنداری, رویای منی, غم عشق, منتظرت می مونم, نمی تونم فراموشت کنم
بار مذلت بتوانم کشید
عهد محبت نتوانم شکست
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, منت کشی, هر چی تو بگی
مپندار از لب شیرین عبارت
که کامی حاصل آید بیمرارت
برچسبها:خودآزاری, درد عشق, دوست داشتن, عاشقانه, عشق, غم عشق
بندهوار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری, منت کشی, هر چی تو بگی
غم آن نیست که بر خاک نشیند سعدی
زحمت خویش نمیخواهد بر رهگذرت
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, مخ زدن
آن چنان سخت نیاید سر من گر برود
نازنینا که پریشانی مویی ز سرت
برچسبها:تو بهترینی, خودآزاری, خودهیچ پنداری, لاس زدن, مخ زدن
مرا هر آینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت
برچسبها:برات جون میدم, تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری
ز عقل و عافیت آن روز بر کران ماندم
که روزگار حدیث تو در میان انداخت
برچسبها:بین دو راهی موندم, تفکر, خودآزاری, فرصت, ناتوانی در برابر عشق
آن چنانش به ذکر مشغولم
که ندانم به خویشتن پرداخت
برچسبها:انتظار, تنها انتخاب منی, تنهایی, خودآزاری, خودخوری, خودهیچ پنداری, دلتنگی, مخ زدن, همیشه به فکرتم
هیچ مصلح به کوی عشق نرفت
که نه دنیا و آخرت درباخت
برچسبها:افسردگی, بدبختی, تمام دنیامی, خستگی, خودآزاری, داغونم, دلگیری, نابود شدم
هر که عاشق نبود مرد نشد
نقره فایق نگشت تا نگداخت
برچسبها:خودآزاری, درد عشق, درد و رنج, سختی, عاشقتم, غم, غم عشق, نگرانی
اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهی
نه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت
برچسبها:تسلیم توام, خودآزاری, خودهیچ پنداری
چو نمیتوان صبوری ستمت کشم ضروری
مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبتاگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرت
وگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, عاشقتم, منت کشی, هر چی تو بگی
تا باقی عمر بر چه آید
بر باد شد آن چه رفت هیهاتصافی چو بشد به دور سعدی
زین پس من و دردی خرابات
برچسبها:آینده, خودآزاری, خودهیچ پنداری, گذر عمر
زهر از کف دست نازنینان
در حلق چنان رود که جُلّاب
برچسبها:خودآزاری, ناتوانی در برابر عشق, هر چی تو بگی
دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب
هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربانها
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, همه تو کف تواند
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهل است بیابانها
برچسبها:امید, تنهایی, خودآزاری, درد عشق, درد و رنج, سختی, غم, غم عشق
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستانهاآن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمانها
برچسبها:برات جون میدم, خودآزاری, هر چی تو بگی
سری به صحبت بیچارگان فرود آور
همین قدر که ببوسند خاک پایی را
برچسبها:تو بهترینی, توجه کن, خودآزاری, خودهیچ پنداری, محل بده
حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
برچسبها:خودآزاری, خودهیچ پنداری, درد و رنج, سختی, غم عشق
همه سلامت نفس آرزو کند مردم
خلاف من که به جان میخرم بلایی را
برچسبها:احترام به خود, برات جون میدم, برای خودت ارزش قائل شو, به خودت بیا, خودآزاری, ذوق و شوق, زخم, عشق
و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود
هزار شکر بگوییم هر جفایی را
برچسبها:تو بهترینی, خودآزاری, خودهیچ پنداری
یا تیر هلاکم بزنی بر دل مجروح
یا جان بدهم تا بدهی تیر امان راوان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده
تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را
برچسبها:برات جون میدم, خودآزاری, محل بده
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز را
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
برچسبها:تنهایی, خودآزاری, درد عشق, درد و رنج, دلتنگی, دلدادگی, دوری, سختی, غم عشق
من نمی توانم هیچ انسانی را بیازارم. گو اینکه دشمنم باشد؛ بدون این که از آزار او خودم رنج ببرم.
صیدِ بیابان سر از کمند بپیچد
ما همه پیچیده در کمند تو عمدا
برچسبها:احترام به خود, برای خودت ارزش قائل شو, بی تفاوتی, خودآزاری, درد و رنج, ناتوانی در برابر عشق