موی بشکافی به عيب ديگران
وَر بپرسم عيب تو، کوری در آن
برچسبها:انتقاد, حرف مردم, خود شناسی, رشد فردی, غفلت, قضاوت نکن
زان راه باز گرد که از رهروان تهی است
زان آدمی بترس که با دیو آشناست
خرمن نکرده توده کسی موسم درو
در مزرعی که وقت عمل برزگر نداشت
برچسبها:افسوس, بدقولی, بی توجهی, تنبلی, حسرت, شکست, غفلت, فراموشی, گذر عمر
گر شاخ بقا ز بیخ بختت رستست
ور بر تن تو عمر لباسی چستست
در خیمه تن که سایبانیست ترا
هان تکیه مکن که چارمیخش سستست
برچسبها:پیری, دنیا ارزش نداره, روزگار جوانی, روزمرگی, عمر, غفلت, گذر عمر, مرگ, مغرور, نصیحت
ای قوم ازین سرای حوادث گذر کنید
خیزید و سوی عالم علوی سفر کنید
این روحهای پاک درین تودههای خاک
تا کی چنین چو اهل سفر مستقر کنید
برچسبها:امید, پیری, توکل, خدا, روزگار جوانی, روزمرگی, غفلت, گذر عمر
جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است
برچسبها:انتقاد, حسرت, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, نصیحت
از جور روزگار کسی بی نصیب نیست
دیوانه ای گرفته به کف تازیانه ای
ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها،
بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز…
برچسبها:زندگی, غفلت, فلسفه, فلسفه زندگی
مرگ در کوچه مستی سگ غافلگیر است
پس به غفلت مرو از مردن ناگاه بترس
برچسبها:آینده, افسوس, اندیشه, تفکر, سوء استفاده, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, مرگ
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
غافل است آن کز حیات رفته میجوید اثر
نقش پا کِی زان سبکرفتار میماند به جا؟
برچسبها:افسوس, حسرت, روزگار جوانی, غفلت, گذر عمر
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
صید که درمانده ز هر سو شده است
غفلت او دام ره او شده است
برچسبها:برای خودت ارزش قائل شو, خود شناسی, خودآگاهی, غفلت
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست
جای گلایه نیست که این رسم دلبریست
برچسبها:بی توجهی, بی حوصله, بی وفایی, خیانت, دلبری, غفلت, همه تو کف تواند
خبرترین خبر روزگار بیخبریست
خوشا که مرگ کسی را خبر نخواهد کرد
یار از پرده هویدا شد و یاران غافل
یوسفی هست دریغا که خریداری نیست
تا شدم با مهر آن نامهربان دلبر، قرین
تا شدم با عشق آن ناپارسا یار آشنا
مهربان بودم، به جان خود شدم نامهربان
پارسا بودم، به کار دین شدم ناپارسا
برچسبها:برای خودت ارزش قائل شو, عاشقانه, عشق, غفلت
به موجی که میگفتم غم خویش!
سری می زد به سنگ و باز می گشت…
برچسبها:برام مهم نیستی, برو, بی محلی, خیانت, عهدشکنی, غفلت, فراموشت کردم
خرافات بیمعنی و بی فایدهاند و باری اضافه بر دوش انسان میگذارند و چیزی به معرفت ما اضافه نمیکنند.
ز خواب جهل، بس امسال ها که پار شدند
خوش آن که بیهده امسال خویش پار نکرد
روا مدار پس از مدت تو گفته شود
که دیر ماند فلانی و هیچ کار نکرد
برچسبها:افسوس, حسرت, خواب, روزمرگی, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر میگویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ،
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
در تئوری می دانیم که زمین می چرخد. اما در عمل این را نمی بینیم و آسوده زندگیمان را می کنیم، چون زمینی که رویش قدم می زنیم، نمی جنبد. زمان زندگی نیز چنین است و برای نشان دادن گریزش، قصه نویسان، ناگزیر به چرخش عقربه ها شتابی دیوانه وار می دهند، ده، بیست، سی سال را در دو دقیقه به خواننده می نمایانند.
برچسبها:افسوس, پیری, درک زندگی, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, غفلت, فلسفه, فلسفه زندگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, معنا
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده اند. دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می کنند، زن می گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را می جویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه ی زندگی است نه سرنوشت.
برچسبها:آزادی, احترام به خود, اندیشه, انکار, باور, بدشانسی, تبعیض جنسیتی, تفکر, جاه طلبی, خود شناسی, خودت باش, رشد فردی, رهایی, زن, سرآغاز, شناخت, غفلت, نادان