ما نمی پوشیم عیب خویش، اما دیگران
عیب ها دارند و از ما جمله را پوشیده اند
هرچه من گوسفند تر شده ام
صاحب گله گرگ تر شده است
سال ها رفته است و چهره ی من
با نقابم بزرگ تر شده است
برچسبها:جاه طلبی, خودخوری, درماندگی, دو رویی, سکوت, سوء استفاده, ظلم
در راه قلندری زیان سود تو شد
زهد و ورع و سجاده مردود تو شد
دشنام سرود و رود مقصود تو شد
بپرست پیاله را که معبود تو شد
به مژگانش دلم سرگرم بازی گشته می ترسم
ز بی پروایی طفلی که با خنجر کند بازی
تواضع ز گردن فرازان نکوست
گدا گر تواضع کند خوی اوست
برچسبها:افتادگی, اندیشه, تفکر, دو رویی, رسوایی, سوء استفاده
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون دود رسوا شود
سر بی مغز ز عمامه نگردد پر مغز
این نه عیبی است که پوشیده به سرپوش شود
به دیگران سپر انداختن بود کارت
رسد چو نوبت ما تیر در کمان داری…
در پس پرده تزویر و یا زاهد خشک
عنکبوتی است که دام مگسی می سازد
گرچه محتاج معلم نیست آن بیدادگر
فتنه با چندین زبان آموزگار چشم توست
برچسبها:دو رویی, زخم زبان زدن, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, گستاخی, نفرت
دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
برچسبها:تعهد, تنها انتخاب منی, تنهایی, خیانت, دلتنگی, دو رویی, عشق, عهدشکنی, هر چی تو بگی
اظهار محبت چه ضرور است به فریاد
کس جنس گرانمایه به افغان نفروشد…
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
ما که رندیم، قدح بر سر بازار کشیم
تو که در پرده ی زهدی، به نهانخانه بنوش
زیان میکند مرد تفسیردان
که علم و ادب میفروشد به نان
گره بر سر بند احسان مزن
که این زرق و شید است و آن مکر و فن
هر یک به نوبه ای به غمت مبتلا شدند
بعد از تو دوستان خودم را شناختم…
بر لب استغفار و در دل نقش روی زلف یار
بت درون پیرهن می پرورد ایمان ما…
حقیقت مانند دریا است که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.
برچسبها:بین دو راهی موندم, حقیقت, دروغ, دو رویی, سختی, سردرگمی, صداقت
روزگاری دل سپردن ها دلیل عشق بود
برچسبها:بی تفاوتی, بی محلی, بی وفایی, خیانت, درد عشق, دروغ, دو رویی, عهدشکنی
آن را که به صحرای علل تاخته اند
بی او همه کارها پرداخته اند
امروز بهانه ای درانداخته اند
فردا همه آن بود که درساخته اند
پروانه صفت کشته هر نور مشو
برچسبها:احترام به خود, برای خودت ارزش قائل شو, به خودت بیا, به خودت تکیه کن, خود شناسی, دو رویی, شرم و حیا
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار، چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند
برچسبها:بی وفایی, دو رویی, ظاهر بینی, ظلم, عهدشکنی, قضاوت نکن
حیف باشد بر چنان تن پیرهن
ظلم باشد بر چنان صورت نقاب
این ناپایداری، با بی ثباتی معروف توده ها، بی ارتباط نیست. همین ناپایداری شدید، تصدیق دلخوش کننده ای است برای این رهبران مرده که چه خوب توانسته اند رعایایشان را به ویروس خاص توتالیتر آلوده کنند. بنابراین خطاست اگر چنین پنداریم که ناپایداری و فراموشکاری توده ها، بر این دلالت می کند که آن ها از وهم توتالیتر بیرون آمده اند. خطای جدی تر این خواهد بود که به خاطر این ناپایداری، فراموش کنیم که رژیم های توتالیتر، تا زمانی که بر اریکه ی قدرت اند، و رهبران توتالیتر تا هنگامی که زنده اند، از پشتیبانی توده ای برخوردارند.
برچسبها:بین دو راهی موندم, درماندگی, دروغ, دو رویی, ظلم, فریاد, فریب
دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل
نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرقفام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
برچسبها:بین دو راهی موندم, دو رویی, ظاهر بینی, فریب, قضاوت نکن, میخوام خودم باشم
یارِ بارافتاده را در کاروان بگذاشتند
بیوفا یاران که بربستند بار خویش را
برچسبها:بدقولی, بی وفایی, تنهایی, خیانت, دو رویی, عهدشکنی, کسی منو نمی فهمه
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را
برچسبها:بی تفاوتی, بین دو راهی موندم, دو رویی
خوشبختانه کلمات، اگر عاقلانه به کار روند، زشتی حقایق عریان را پنهان می سازند
برچسبها:پنهان کاری, دو رویی, ظاهر بینی
آنهمه دلداری و پیمان و عهد
نیک نکردی که نکردی وفا
برچسبها:بدقولی, خیانت, دو رویی, سنگدلی, عهدشکنی, فریب, وجدان
هیچکس مخالف آزادی نیست؛ حداکثر مخالف آزادی دیگران است
برچسبها:آزادی, بین دو راهی موندم, تبعیض جنسیتی, دو رویی, سوء استفاده, عیب جویی, فرافکنی