بشکاف خاک را و ببین آنگه
بی مهری زمانه رسوا را
برچسبها:تقدیر, روزمرگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ
گر شاخ بقا ز بیخ بختت رستست
ور بر تن تو عمر لباسی چستست
در خیمه تن که سایبانیست ترا
هان تکیه مکن که چارمیخش سستست
برچسبها:پیری, دنیا ارزش نداره, روزگار جوانی, روزمرگی, عمر, غفلت, گذر عمر, مرگ, مغرور, نصیحت
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهست
دریاب که هفته دگر خاک شدهست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدهست و سبزه خاشاک شدهست
برچسبها:پیری, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر
گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
برچسبها:برابری, تقدیر, روزمرگی, سرنوشت, غنیمت شمردن, فرصت, گذر عمر, مرگ, نصیحت, یکرنگی
ای قوم ازین سرای حوادث گذر کنید
خیزید و سوی عالم علوی سفر کنید
این روحهای پاک درین تودههای خاک
تا کی چنین چو اهل سفر مستقر کنید
برچسبها:امید, پیری, توکل, خدا, روزگار جوانی, روزمرگی, غفلت, گذر عمر
اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت
کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند…
برچسبها:افسوس, حسرت, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی در لحظه, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, ناله
زندگی یعنی: یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید
زندگی این همه است
من و تو می دانیم
زندگی یک سفر است
برچسبها:پیری, روزگار جوانی, روزمرگی, عمر, گذر عمر
میوه پخته محال است نیفتد بر خاک
هرکه دل بسته به این دار فنا، نیم رس است
برچسبها:اندیشه, خدا, خود شناسی, دنیا, رفتن, روزمرگی, شناخت, عمر, گذر عمر, مرگ
من خواب میدیدم و میپنداشتم که زندگی تمتع است چون بیدار شدم دیدم وظیفه است.
برچسبها:جبر, درک زندگی, روزمرگی, فلسفه زندگی
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی
برچسبها:بی انگیزه, بی تفاوتی, بی حوصله, بی خیالی, پیری, تنبلی, روزمرگی, شراب, گذر عمر
ما را فکنده اند،
نه خویش اوفتاده ایم…
ز خواب جهل، بس امسال ها که پار شدند
خوش آن که بیهده امسال خویش پار نکرد
روا مدار پس از مدت تو گفته شود
که دیر ماند فلانی و هیچ کار نکرد
برچسبها:افسوس, حسرت, خواب, روزمرگی, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر
مردمِ دیده ی ما جز به رُخَت ناظر نیست
برچسبها:بین دو راهی موندم, حرف مردم, روزمرگی, ظاهر بینی, قضاوت نکن
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش…
برچسبها:افسوس, پیری, حسرت, درک زندگی, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی, فلسفه زندگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر
چند غم جهان خوری؟ چیست جهان؟ خرابه ای
برچسبها:پیری, خستگی, دنیا, دنیا ارزش نداره, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, غم, فلسفه زندگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر
تصمیم گرفتن دست خودمان نیست. تنها چیزی که باید درباره اش تصمیم بگیریم این است که با روزگاری که نصیب ما شده است، چه بکنیم.
برچسبها:انتخاب آگاهانه, تصمیم, جبر, روزمرگی
مهم ترین خصلتی که می توان به جنبش های توتالیتر نسبت داد، آن است که این جنبش ها به سرعت فراموش می شوند و به آسانی می توان چیز دیگری به جای آن ها برقرار کرد. این قضیه در مورد کیفیت شهرت رهبران این جنبش ها، مصداق بیشتری دارد. این قضیه در مورد هیتلر نیز صدق می کند، کسی که در زمان زندگی اش، چنان جاذبه ای اعمال کرده بود که هیچکسی در برابر آن مصون نبود. حال آن که امروزه، هیتلر پس از شکست و مرگش، چنان از یادها رفته که حتی در میان گروه های نوفاشیست و نونازی پس از جنگ نیز چندان نقش مهمی نمی تواند داشته باشد.
برچسبها:پیری, درد, دروغ, روزگار جوانی, روزمرگی, سرنوشت, ظلم, فراموشت کردم, فراموشی, فریاد, فریب, گذر عمر
در تئوری می دانیم که زمین می چرخد. اما در عمل این را نمی بینیم و آسوده زندگیمان را می کنیم، چون زمینی که رویش قدم می زنیم، نمی جنبد. زمان زندگی نیز چنین است و برای نشان دادن گریزش، قصه نویسان، ناگزیر به چرخش عقربه ها شتابی دیوانه وار می دهند، ده، بیست، سی سال را در دو دقیقه به خواننده می نمایانند.
برچسبها:افسوس, پیری, درک زندگی, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, غفلت, فلسفه, فلسفه زندگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, معنا
روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را
برچسبها:افسوس, پیری, حسرت, روزگار جوانی, روزمرگی, زندگی در لحظه, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, نصیحت
مدیر کلید را خاموش کرد. صدا خاموش شد. تنها، شبح مبهم آن از زیر هشتاد بالش به زمزمه ادامه داد. «قبل از اینکه بیدار بشوند، چهل پنجاه مرتبه ی دیگر برایشان تکرار می شود؛ سه شنبه و پنج شنبه هم همین طور. هر هفته صد و بیست دفعه، در سه وعده، تا سی ماه. بعد از آن می روند سر درس بالاتر.
راز سعادت و فضیلت در همین نهفته است: دوست داشتن آن چه آدم باید انجام بدهد. تمام هدف های شرطی سازی در این خلاصه می شود: علاقه مند ساختن آدم ها به سرنوشت اجتماعی گریزناپذیرشان
برچسبها:پذیرش, روزمرگی, زندگی رو سخت نگیر, فلسفه زندگی
دوباره این انتظار مضحک و مفتضخانه شروع می شود در حالی که نمی دانیم چه چیزی را حرکت دهیم یا چه ژستی را تکرار کنیم،نمی دانیم چه کنیم تا باعث اتفاق افتادن چیزی که منتظرش هستیم، بشویم.