شکوهِ خامشی در ظرفِ گفتو گو نمیگنجد
سخن هرچند سنجیدهاست، هیبت را زیان دارد
برچسبها:سکوت, سکوت گویاتره
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
هر دم رسدم بر دل و جان قوت و قوت
من بندهٔ عشق و مذهب و ملت من
عشق است و علی ذالک احیی و اموت
برچسبها:توکل, سکوت, عشق, فقط عاشق ها می فهمند
چیزی نخواهم گفت باور کن
گاهی سکوت
آیینهی داد است…!
برچسبها:خودآزاری, خودخوری, داغونم, سکوت, غم, فریاد, نابود شدم, ناراحتی
ناله اگر که برکشم، خانه خراب می شوی
خانه خراب گشته ام، بس که سکوت کرده ای
هرچه من گوسفند تر شده ام
صاحب گله گرگ تر شده است
سال ها رفته است و چهره ی من
با نقابم بزرگ تر شده است
برچسبها:جاه طلبی, خودخوری, درماندگی, دو رویی, سکوت, سوء استفاده, ظلم
از رنگ پریده حال ما پرس
بشکستن دل صدا ندارد
چون صدف، در سینه مروارید پنهان کرده ام
دردل خود مومنم، در چشم مردم کافرم
ز لب دوختن غنچه را زندگیست
چو بشکفت زان پس پراکندگیست
با شعر تازه داغ دلم تازه می شود
حرفی به جز سکوت، کماکان صلاح نیست
ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبک سریست
که بسوزی تو و دود از تو نخیزد هنر است
برچسبها:درد, سکوت, صبوری, کسی منو نمی فهمه, نبودن یار, همدردی
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
خرسند نیستیم که خامش نشسته ایم
ما را دماغ شکر و شکایت نمانده است
به خموشی نشود راز محبت مستور
چه زنی مهر بر آن نامه که مضمون پیداست
اینک دهان مبند که بعد از وفات هم
از ما اگر که پوست بگیرند دف شویم!
زنده درگور سکوتم من، مگر زین بیشتر
روزگار مردهپرور خوار نشمارد مرا
برچسبها:افسردگی, دنیا ارزش نداره, سکوت, غم, مرگ
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا
وز سر رشگ و حسدکمتر بیازارد مرا
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر جا خبری هست ادعایی نیست
نیست در مذهبِ من هیچ بِه از تنهایی
صرفه در خاموشی است ای دل، رهِ گفتار بند
کپیبرچسبها:دوستت دارم, سکوت, فریاد
در خموشی های من فریادهاست
آنکه دریابد چه می گویم کجاست
بسیار سخن بود؛
نگفتیم و گُذشتیم
مُردیم و برفتیم و به لب،
راز نیامد…
برچسبها:حرف دل, داغونم, راز, سکوت, نابود شدم, هم صحبت, همدردی
خودنمایی نکند هر که کمالی دارد…
برچسبها:برای خودت ارزش قائل شو, تواضع, خودشیفتگی, سکوت, شناخت, نصیحت
ندیدم زآن گل بی خار جز مهر و وفا اما
ز باغ از جور گلچین و جفای باغبان رفتم