مردم از انگیزههای شما و صداقت شما و اهمیت رنجهایتان جز با مرگ شما متقاعد نمیشوند.
تا وقتی که زندهاید، وضع شما برایشان مشکوک است و فقط شایسته تردید آنها هستید.
و در پایان این ادامه زندگیست که شجاعت بیشتری میطلبد، نه خودکشی.
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام، بنده به کشتن ده و مفروش مرا
برچسبها:برات جون میدم, مرگ, میمیرم برات
وآنگه که به تیرم زنی اول خبرم ده
تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را
برچسبها:برات جون میدم, مرگ, منو بکشی هم دوستت دارم
شادم به مرگ خود که هلاک تو میشوم
با زندگی خوشم که بمیرم برای تو
برچسبها:برات جون میدم, مرگ, میمیرم برات
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در زندگی از خاک مرا بر میداشت
برچسبها:#الان_دیگه؟!, #دیر_اومدی, #مردن, مرگ
صائب کجا رسد به هما استخوان ما
ما را چنین که آتش اندیشه می خورد
نثار بوسهٔ او نقد جان چرا نکنم؟
که تا رسیده به لب، جان به لب رسیده مرا
برچسبها:#بوسه, #جان_دادن_در_راه_معشوق, #لب_یار, مرگ
دل داشتیم، دادیم، جان بود، عرض کردیم
چیزی که دوست خواهد صبر است و ما نداریم
باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
وز درد فراق چهرهام زرد نگر
از مرگ دوای درد خود میطلبم
بیمار نگر دوانگر درد نگر
یارب رود از تنم اگر جان چه شود
وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود
مشکل شده زیستن مرا بی یاران
از مرگ شود مشکلم آسان چه شود
عزّت شاه و گدا زیرِ زمین یکسان است
می کند خاک برای همه کس جا خالی
برچسبها:انتخاب آگاهانه, تفکر, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ, نصیحت
این دشت، خوابگاه شهیدانست
فرصت شمار وقت تماشا را
بشکاف خاک را و ببین آنگه
بی مهری زمانه رسوا را
برچسبها:تقدیر, روزمرگی, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ
چه آسان به دامت درافکند گیتی
چه ارزان گرفت از تو عمر گران را
برچسبها:زندگی در لحظه, عمر, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ
یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی
بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را
برچسبها:اندیشه, خود شناسی, درک زندگی, درک عمیق, زندگی, شناخت, فلسفه, مرگ, معنا
آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت
برچسبها:افسوس, بی توجهی, بی خیالی, حسرت, داغدیدگی, شکست, فراموشی, فرجام, فریاد, مرگ
فال من را بگیر و جانم را …
من از این حال بی کسی سیرم
دستِ فردای قصه را رو کن …
روشنم کن چگونه می میرم
گر شاخ بقا ز بیخ بختت رستست
ور بر تن تو عمر لباسی چستست
در خیمه تن که سایبانیست ترا
هان تکیه مکن که چارمیخش سستست
برچسبها:پیری, دنیا ارزش نداره, روزگار جوانی, روزمرگی, عمر, غفلت, گذر عمر, مرگ, مغرور, نصیحت
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پردۀ اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمدهای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
برچسبها:اندیشه, تفکر, فلسفه زندگی, مرگ
گرچه غم و رنج من درازی دارد
عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
در پرده هزار گونه بازی دارد
برچسبها:تقدیر, حسرت, دنیا, دنیا ارزش نداره, زندگی در لحظه, سرنوشت, شادی, غم, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ, یه روز خوب میاد
گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
برچسبها:برابری, تقدیر, روزمرگی, سرنوشت, غنیمت شمردن, فرصت, گذر عمر, مرگ, نصیحت, یکرنگی
در مرگ دل چو طفل پدر مرده ی غریب
گـاهی سکوت کردم و گاهی گریستـــم
مرگ گوارا شود، موی چو گردد سپید
لذت دیگر بود، خواب دم صبح را…
برچسبها:افسوس, پیری, روزگار جوانی, زندگی در لحظه, زندگی رو سخت نگیر, قدر لحظه ها رو بدون, گذر عمر, مرگ
خودکشی مرگ قشنگیست در اندیشه ی شمع
سوختن از من و آموختن از بعضیها
می آمدم که تنگ در آغوش گیرمت
سنگ سر مزار تو ام سنگ راه شد…
برچسبها:آغوش, بدون تو می میرم, خداحافظ, دلتنگی, دلخوشی, دلدادگی, دوری, عاشقانه, مرگ, نمی تونم فراموشت کنم
شلخته تر از سرباز ها ندیده ام
از جنگ که بر میگردند
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرت ترین آنها
خودش را جا میگذارد
مرگ در کوچه مستی سگ غافلگیر است
پس به غفلت مرو از مردن ناگاه بترس
برچسبها:آینده, افسوس, اندیشه, تفکر, سوء استفاده, غفلت, قدر لحظه ها رو بدون, مرگ
رفتن همیشه بهترین تصمیم آدم نیست
پرواز شاید آخرین راه کبوتر هاست
خواب دیدم که در جهنم باز دنبال تو ام
بر غم عشق تو حتی مرگ هم مرهم نشد
برچسبها:بیقراری, تو باشی حالم خوبه, غم عشق, مرگ
مرد آزاد ، به هیچ امری کمتر از مرگ نمیاندیشد و حکمت او تفکر درباره مرگ نیست بلکه تفکر درباره زندگی است.
رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانایی
برچسبها:حال بد, دنیا ارزش نداره, سختی, غم, مرگ
بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
برچسبها:جانی و دلی, درد عشق, غم عشق, مرگ
خبرترین خبر روزگار بیخبریست
خوشا که مرگ کسی را خبر نخواهد کرد
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
برچسبها:افسردگی, خستگی, داغدیدگی, داغونم, در انتظارتم, مرگ, ناامیدی, نابود شدم, وصال
مرگ گوارا شود، موی چو گردد سپید
لذت دیگر بود، خواب دم صبح را…
دانی چه روز چشمم از گریه تر نباشد؟
روزی که بعد از آن روز، روز دگر نباشد
خاک بر سر مانده ام مانند برنو های ایل
کاش دستی می رسید و ماشه ام را میچکاند
از هجر شکوه با در و دیوار می کنم
چون داغ دیده ای که کند گفتگو به خاک
برچسبها:بدون تو می میرم, تنهایی, داغدیدگی, داغونم, دل بریدن, دلتنگی, دوری, مرگ, نابود شدم
بنویسید پس از مرگ من این قصه ی اوست
به هوا خاست غبار ره و بر خاک نشست
درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا
به جز صدای قدم های تو صدایی نیست
برچسبها:درد عشق, غم عشق, کسی منو نمی فهمه, مرگ, ناتوانی در برابر عشق, نمی تونم فراموشت کنم
استخوانم همگی شانه شود بعد از مرگ
بس که در آرزوی زلف پریشان تو ام….
برچسبها:انتظار, برگرد, در انتظارتم, زلف یار, مرگ, منتظرت می مونم
عاشق، به خواب تن ندهد جز به خواب مرگ
و ان هم به این امید که بیند جمال دوست…
برچسبها:امید, بی خوابی, خواب, در انتظارتم, مرگ, همیشه به فکرتم
میوه پخته محال است نیفتد بر خاک
هرکه دل بسته به این دار فنا، نیم رس است
برچسبها:اندیشه, خدا, خود شناسی, دنیا, رفتن, روزمرگی, شناخت, عمر, گذر عمر, مرگ
به روز مرگ هم حتی تفاهم نیست بین ما
که من رختم سفید است و سیاهم را تو می پوشی!
مگر تاریخ مرگم را ” دوچشمان تو ” می داند
که از حالا برایم این چنین مشکی به تن کرده !
برچسبها:در وصف یار, دوست داشتن, عاشقانه, مرگ
نمردنم ز فراقت ز سخت جانی نیست
امید وصل در این ماجرا گلوگیر است
برچسبها:امید, توکل, مرگ, نمی تونم فراموشت کنم
بشارت می دهد هر دم عصای پیر در دستم
که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا؟