تکست نوشت

دنبال چه احساسی میگردی؟

مهجور تو را شب خیالی که مپرس
رنجور تو را روز ملالی که مپرس
گفتی هاتف چه حال داری بی من
در گوشه‌ای افتاده به حالی که مپرس

کپی

برچسب‌ها:, , ,

از دوری مهر دل فروزی است مرا
روزی که مگوی و روزگاری که مپرس

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

کپی

برچسب‌ها:, , ,

شاید اگر تو نیز به دریا نمی‌زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمی‌گذاشت

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

گاه گاهی که دلم می گیرد به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟

کپی

برچسب‌ها:, , ,

من سوالم،
پر پرسیدن و بی هیچ
جواب…
مرده‌شور شب و روز من و این حال خراب…

کپی

برچسب‌ها:, , ,

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,

از من بپذیر و با خدا باش
مخلوق خدا وفا ندارد

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

از دایه شبی قصه ی شادی نشنیدیم
وز دامن او رخت به جایی نکشیدیم

کپی

برچسب‌ها:, , ,

شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟
من دقیقا به همین حال دچارم امروز…

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

داریم خنده بر لب و کوه غمی به دل
چون مطرب عروسی ماتم رسیده ایم

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

اتکای تو بر چماق امیر
بیش باشد که بر خدای کبیر

کپی

برچسب‌ها:, , ,

هر کس ویرانه ی خود را عمارت می کند
ما به تعبیر دل بی پا و سر، ویران شدیم!

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

از جور روزگار کسی بی نصیب نیست
دیوانه ای گرفته به کف تازیانه ای

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,

بیا و با نفس روشنت به مرده دلان
بباوران که مسیحای دیگری هم هست

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,

لاله زاری می شود عالم اگر بیرون دهیم
داغ هایی کز تو پنهان در جگر داریم ما

کپی

برچسب‌ها:, , ,

معشوق نداند غم محرومی عاشق
آزاد ندارد خبر از حال گرفتار

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانایی

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

زمانه بین بد و بدترم مخیر کرد
درون دایره ی انتخاب محصورم

کپی

برچسب‌ها:, , ,

با این دهان خون شده حال جواب نیست
از مشت او بپرس که دندان من کجاست !

کپی

برچسب‌ها:, , ,

صائب هزار مرتبه کردیم امتحان
درد سخن به هیچ دوا کم نمی شود

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,

دل نیست متاعی که به تکلیف فروشند
مقبول تو گر نیست، خریدار دگر هست .

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

دستگیری نتوان داشت توقع ز غریق
اهل دنیا همه درمانده تر از یکدیگرند!

کپی

برچسب‌ها:, ,

یکباره بگشت بر من احوال

نی جاه به ما بماند و نه مال

کپی

برچسب‌ها:, ,

من غبار آلود هجرانم، تو اما مدتی ست
عهده دار آن نگاه لرزه افکن نیستی

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحدِ مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد.
قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمی‌بینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

یادت نرود به مردم این دنیا
دریا بدهی، کویر پس می گیری!

کپی

برچسب‌ها:, , ,

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , ,

رخت تا در نظر می‌آرم ای دوست
خودم را زنده می‌پندارم ای دوست
ولی چون تو برفتی یار فایز
بگو این دل به کی بسپارم ای دوست

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , , , , ,

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر درد شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد زخاک و باد و از آتش و آب

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

مردم همه سیر از من و من سیر ز خویشم

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

سنگ را تعلیمِ سختی می دهد مومِ دلم

کپی

برچسب‌ها:, , ,

واقعا سوختم و باختم و دود شدم

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , ,

همیشه منتتظریم و کسی نمی آید

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

سرگشته تر از همه جهانم من

کپی

برچسب‌ها:, , ,

بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت

کپی

برچسب‌ها:, , ,

خرابم خواهی؟ آبادت نخواهم

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

که گاهی شرحِ آدمی ممکن نیست…

کپی

برچسب‌ها:, , ,

هیچ عملی به خودی خود خوب یا بد نیست. تنها جای آن در نظم امور، آن را خوب یا بد می کند

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

نمی‌توانم بی‌ او نشست یک ساعت
چرا که از سرِ جان، بر نمی‌توانم خاست

کپی

برچسب‌ها:, , , ,

نشاید خرمن بیچارگان سوخت
نمی‌باید دل درمندگان خست

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , , ,

و خانه، درونش به اندازه ی بیرونش گند بود. درونش مثل لانه ی خرگوش بود، مثل یک کپه ی آشغال که از اصطکاک و تراکم حیات گرم شده باشد، و بوی تعفن احساسات ازش بلند بود. چه صمیمیت خفه کننده ای! چه روابط خطرناک و ابلهانه و وقیحی بین اعضای خانواده برقرار بود! مادر مثل دیوانه ها بچه هایش را زیر بال می گرفت… عین گربه ای که توله هایش را زیر بال بگیرد؛ اما گربه ای که حرف می زد

کپی

برچسب‌ها:, , ,

می دانم که اگر دیوانه بودم، پس از چند روز محبوس بودن، از هر موقعیتی استفاده می کردم تا در دیوانگی ام کسی را به قتل برسانم، ترجیحا دکتری که نزدیکم می آمد. حداقل این کار به من اجازه می داد که مانند جانی ها در حبس انفرادی باشم. شاید اینجوری دست از سرم برمی داشتند.

کپی

برچسب‌ها:, , , , ,

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

کپی

برچسب‌ها:, , ,

ای پدر پند کم ده از عشقم
که نخواهد شد اهل این فرزند

کپی

برچسب‌ها:, , , , , , ,

مگو احوال درد من به پیش هر هوسبازی
که جز عاشق نمی‌داند حکایت‌های مرموزم

کپی

برچسب‌ها:, , ,

نشستم از سر زلفش ولی به روز سیاهی
گذشتم از بر چشمش ولی به حال خرابی

کپی

برچسب‌ها:, , , , , ,